عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
436
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
تركمانان نبود ( ند ) . پس خبر آوردند امير شهيد را كه مردمان با ورد حصار خويش به تركمانان دادند ، و با ايشان مطابقت كردند . در وقت قصد با ورد كرد . و بس روزگارى نشد كه آن حصار ( يان ) را پيش امير آوردند ، و بيشتر ايشان را بفرمود تا بكشتند ، و دل از آن فارغ كرد ، و سوى نيشاپور آمد ، و زمستان به نيشاپور ببود ، اندر سنه ثلثين و اربعمائه . و چون بهار آمد از نيشاپور سوى باورد آمد ، كه خبر يافته بود ، كه طغرل [ 1 ] تركمان آنجاست ، و چون طغرل خبر آمدن امير شهيد بشنيد . سوى نزن [ 2 ] باورد برفت ، و پيش امير مسعود نيامد . و چون امير شهيد او را اندر نيافت ، از راه ميهنه [ 3 ] سوى سرخس آمد ، و مردمان سرخس خراج ندادند و شهر حصار كردند . امير بفرمود : تا او را از حصار بيرون آوردند . و آن حصار را ويران كردند ، و مردمان حصار را بعضى بكشتند ، و بعضى را دست ببريدند ، و از آنجا بلستانه [ 4 ] رفت ، و چندگاه آنجا مقام كرد ، و از آنجا روى سوى دندانقان [ 5 ] نهاد . و چون بدندانقان رسيد لشكر فرود آمدند . و چون بامداد بود ، همه دشت و كوه را تركمانان گرفته بودند ، و راهها بر لشكر غزنين بسته بودند . و چون امير شهيد رحمة اللّه چنان ديد بفرمود تا كار حرب ساخته كردند ، و لشكر تعبيه كرد و صفها بكشيدند . و تركمانان نيز روى بحرب نهادند ، و بر رسم خويش بياراستند ، كه ايشان حرب به
--> [ ( 1 - ) ] طغرل بيك بن ميكائيل بن سلجوق پادشاه اول سلجوقى 432 - 455 ه . ( راحت الصدور ) . [ ( 2 - ) ] كذا در هر دو نسخه ؟ [ ( 3 - ) ] هر دو : مهينه ؟ ولى ميهنه بكسرهء ميم قريهيى بود از خابران خراسان ( مراصد 1346 ) . [ ( 4 - ) ] كذا در هر دو نسخه ؟ [ ( 5 - ) ] دندانقان : بفتحهء دال و سكون نون و فتحهء نون دوم شهركى بود بين سرخس و مرو كه از مرو ده فرسخ فاصله داشت ( مراصد 537 ) .