عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
427
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
فرمان يافت . [ 1 ] و امير شهيد [ 258 ] با مدبران خويش اندر معنى وزير تدبير كرد ، و چند تن را نام بردند ، اتفاق بر خواجه ابو نصر احمد بن محمد بن عبد الصمد او فتاد ، كه نيكمردى و داهى بود ، و تمام خرد ، و روشن رأى ، و مصيب تدبير ، و چندگاه وزارت كرده بخوارزم اندر ، و آن مملكت را بتدبير روشن و رأى مصيب آبادان گردانيده بود . پس امير شهيد رحمة اللّه نامه كرد ، و او را از خوارزم بخواند ، و شغل تدبير به دو داد ، و او را خلعتى بواجبى بداد . و پس روى سوى غزنين نهاد ، و به مستقر عز خويش باز بيامد ، و اندر سنه اربع و عشرين و اربعمائه قصد هندوستان كرد ، و قلعهيى بود اندر درهء كشمير آن را سرستى [ 2 ] گفتندى . همى بدان قلعه رفت و آن را حصار كرد ، و مردمان آن بسيار حرب كردند آخر بكشاد ، و لشكر از آن قلعه غنيمت بسيار يافت از مال و برده . چون بهار اندر آمد ، روى سوى غزنين نهاد . و اندر سنه خمس و عشرين و اربعمائه [ 3 ] قصد آمل و سارى كرد ، و لشكر بر آن جانب كشيد و آنجا رفت با لشكرى ساخته و آراسته . و خبرى بدان ديار رسيده بود ، و همه مردم آن ديار مر حرب را مهيا گشته بودند ، و لشكر انبوه گرد كرده بودند از شهرى و كوهى و گيلى و ديلم ، و بر راه آمده بودند و اندر بيشهها و زاويها [ 4 ] فوج فوج كمين ساخته بودند . چون لشكر غزنين آنجا رسيد ، از هر سوى بيرون همى آمدند و حرب همى كردند ، و امير شهيد رحمة اللّه بر فيلى نشسته بود . پس شهر اكيم بن سوريل امير استر آباد پيش
--> [ ( 1 - ) ] بقرار بيان بيهقى وفات احمد ميمندى در هرات در محرم 424 ه . بود ( ص 364 ) . [ ( 2 - ) ] ب : سرسى ؟ ولى صحيح آن در طبقات ناصرى و غيره سرستى است كه بقول فرشته و خلاصة التواريخ يكى از آبهاى پنجاب هند بود . [ ( 3 - ) ] روز يكشنبه غرهء جمادى الاولى مسعود از سارى برفت تا به آمل رود سنه 426 ه . ( تاريخ بيهقى 454 ) . [ ( 4 - ) ] در هر دو نسخه چنين است . در طبع تهران واديها طبع كردهاند !