عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
421
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
ايشان را اندر يافت و بر آويخت . و غلامان حرب كردند ، و بسيار هندو را بكشتند ، و سوندهراى نيز كشته شد ، و بسيارى از غلامان سراى كشته شد ( ند ) و سرهاى ايشان پيش امير محمد آوردند . و ابو النجم اياز بن ايماق [ 1 ] و على دايه همچنان با آن غلامان انبوه بتعجيل همى رفتند ، تا همه به نيشاپور پيش امير مسعود رحمة اللّه آمدند . و چون امير را بديدند ، همه نماز بردند ، [ 2 ] و خدمت كردند ، و به روى بپادشاهى [ 253 ] سلام كردند . و ايشان را بپذيرفت و نيكو گفت ، و عذر خواست ، و از راه بپرسيد ، و اميدهاى نيكو كرد . و امير محمد اندر غزنين فرو نشست ، و دست بطرب و نشاط برد ، و به شراب خوردن مشغول گشت ، تا نزديكان او مر او را گفتند : كه اين همه خطاست كه همى تو كنى ! و عامهء مردمان ترا اندر زبان گرفتهاند . و بدين كه تو ميكنى ، ترا نكوهش هميكنند ، كه خصم تو از عراق بيامد ، و قصد تو كرد ، و تو از وى غافل ، روى به شراب و خود كامى آوردهيى ! اگر پيش او باز نشوى ، اين پادشاهى از تو بشود . و چون چهار ماه از پادشاهى او بگذشت ، امير محمد رحمة اللّه قصد رفتن كرد و بفرمود : تا سراى پرده بر جانب بست . بيرون بردند و بزدند ، و لشكر را صله داد ، و پس با لشكرى آراسته و توانگر از غزنين بيرون رفت . و چون به تگيناباد [ 3 ] رسيد ، همه سران و سالاران لشكر گرد آمدند ، و سوى وى پيغام دادند ، كه ما را همى برى پيش خصم ، كه همه جهان شيعه و متابع اويند . و ما يقين دانيم ، كه تو با وى مقاومت نتوانى كرد . صواب [ 4 ]
--> [ ( 1 - ) ] ايماق بفتحهء الف و سكون دوم نام قبايلى است كه در غور و اطراف هرات سكونت دارند و به چهار ايماق تقسيم مىشوند ولى در اين جا نام پدر اياز است . فرخى گويد : امير جنگجو اياز اويماق * دل و بازوى خسرو روز پيكار ( ديوان 162 ) . [ ( 2 - ) ] نماز بردن : احترام و تعظيم . [ ( 3 - ) ] تگين آباد بر خرابههاى شهر كهنهء قندهار در غرب شهر كنونى واقع بود ، و يا شهرى بود بين مجراى ارغنداب و هلمند . [ ( 4 - ) ] هر دو : ثواب ؟