عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

416

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

و امير محمود نامه فرمود نوشتن سوى امير طوس ابو الحرث ارسلان الجاذب رحمة اللّه ، و او را مثال داد : تا آن تركمانان را مالش دهد ، و دست ايشان از رعايا كوتاه كند . و امير طوس بر حكم فرمان ، بر ايشان تاختن برد ، و تركمانان انبوه شده بودند ، پيش او آمدند ، و حرب كردند ، و بسيار مردم بكشتند ، و بسيار را مجروح كردند . و به چند دفعت امير طوس برايشان تاختن برد ، هيچ نتوانست كرد . و آن تظلم و شكايت از درگاه محمود رحمة اللّه ، هيچ گونه بريده نگشت . پس نامه فرمود سوى امير طوس ، و او را ملامت كرد ، و بعجز منسوب كرد . امير طوس جواب نوشت كه تركمانان سخت قوى گشته‌اند ، و تدارك فساد ايشان جز برايت و ركاب خاصه نتوان كرد . اگر خداوند بتن خويش نيايد بتلافى اين فساد ايشان قوىتر گردند ، و تدارك دشوارتر گردد . و چون امير محمود اين نامه را بخواند تنگدل شد ، و نيز قرار نكرد و لشكر بكشيد ، و اندر سنه تسع عشر و اربعمائه از غزنين حركت كرد ، سوى بست رفت ، و از آنجا سوى طوس كشيد ، و امير طوس باستقبال آمد و خدمت كرد . و چون امير محمود از وى بپرسيد ، صورت حال تركمانان بحقيقت باز نمود ( 248 ) پس امير محمود رحمة اللّه بفرمود : تا فوجى انبوه از لشكر با سالارى چند با امير طوس برفتند بحرب تركمانان ، و چون بنزديك رباط فراوه [ 1 ] رسيدند ، اندر مقابل يك ديگر آمدند ، و تركمانان دلير گشته بودند . جنگ بپيوستند ، و لشكر چون چيره [ 2 ] شد ، و بر ايشان ظفر يافتند ، شمشير اندر نهادند ، و چهار هزار سوار معروف از تركمانان بكشتند ، و بسيارى را دستگير كردند ، و باقى بهزيمت رفتند سوى بلخان [ 3 ] و دهستان ، و فساد ايشان اندران ولايت سهل‌تر گشت .

--> [ ( 1 - ) ] هر دو : قراو ؟ [ ( 2 - ) ] هر دو : خيره شد . [ ( 3 - ) ] بلخان : به فتحهء اول و سكون دوم شهريست در پشت ابيورد ( مراصد 217 ) و بلخان كوه تا كنون به همين نام بين ايران و تركستان واقعست . بيهقى گويد : سلطان ماضى تركمانان را به بلخان كوه انداخته بود ( ص 68 ) و مراد از دهستان در اين جا دهستان جرجان شمال ايران و قريب خوارزم خواهد بود ( مراصد 545 ) .