عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
410
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
خاشاك چينى [ 1 ] و آنچه بدين ماند . و هر دو ملك از يك ديگر جدا شدند برضا و صلح و نيكويى . و چون على تگين خبر يافت بگريخت و اندر بيابان شد . امير محمود صاحب خبران نصب كرد از جهت على تگين را . پس خبر آوردند : كه اسرائيل [ 2 ] بن سلجوق بجايى پنهان شده است ، و يمين الدوله كسان فرستاد ، تا او را از آنجا بيرون آوردند . و سوى غزنين بفرستاد . و از آنجا سوى هندوستان فرستاد او را ، تا آخر عهد آنجا بود . پس خبر آوردند : كه عيال و بنه على ( 242 ) تگين ، بر اثر او همى اندر بيابان بخواهد شد ، امير محمود رحمة اللّه مر حاجب بلكاتگين را بطلب ايشان بفرستاد . او برفت و حيلتها كرد ، تا زن و دختران و بنه على تگين را بدست كرد ، و پيش امير محمود آورد ، و اين اندر سنه ست و عشر و اربعمائه بود . ابتداء تركان سلجوقى و اندرين وقت كه امير محمود ، به ما وراء النهر بود ، فوجى مردم از سالاران و
--> [ ( ) ] كرگدن است ، كه از آن كمربندهاى پر بهاتر مىسازند ( طبايع الحيوان 5 ) چون فكين ( نيش ) ختو شهرت عظيم داشت ، بنابرين اسناد ( دميشه ؟ ) ممسوخه را بحدس تصحيح كردم ( و العلم عند اللّه ) و البته مراد از پشت شيم و فلوس همين ماهى ، باشد ، كه آن را هم در تزيينات به كار مىبردند . [ ( 1 - ) ] اين كلمه به شكل موجوده درخور تحقيق است . شايد مراد خارچينى و خارصينى معرب باشد ، كه فلز بسيار كمياب چينى و مانند آيينهء چينى بود كه از آن جرس و ديگ و ديگر ظروف نفيس مىساختند ، و البيرونى نظاير آن را در كران بين كابل و بدخشان و احجار مردار سنگ زروان زابلستان نشان داده و از آن تعاويذ و دست بند و غيره مىساختند و رنگ آن اسود ملون بود ( كتاب الجماهر 261 ) . [ ( 2 - ) ] اسرائيل بن سلجوق بن دقاق برادر موسى بيغو و يونس و ميكائيل است ، كه سلاجقهء ايران و روم از نسل اويند . ( راحة الصدور ) .