عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
402
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
عنف و اكراه ، [ 1 ] و بشمشير اسلام اندر گردن ايشان كرد و ايشان طائعا او مكرها [ 2 ] آن بپذيرفتند ، و اسلام اندران ديار آشكارا شد . [ 235 ] و اين فتح نور و قيرات اندر سنه احدى عشر و اربعمائه بود . [ 3 ] و چون سنه اثنى عشر و اربعمائه اندر آمد ، قصد كشمير كرد ، و حصار لوهركوت را اندر پيچيد ، و يك ماه آنجا مقام كرد ، و از آنچه آن قلعه بسيار منيع و محكم بود نتوانست گشاد . و اندرين سال امير نصر بن ناصر الدين رحمة اللّه فرمان يافته بود ، و امير يوسف بن ناصر الدين رحمة اللّه با يمين الدوله رفته بود . و چون لوهركوت گشادن ممكن نگشت از آن دره بيرون آمد ، و بر جانب لوهو و روتاكيشر [ 4 ] برفت ، و لشگر پراگند ، تا اندران كوه پايها همى غزو كردند . و چون بهار آمد ، روى سوى غزنين نهاد . و چون سنه ثلاث عشر و اربعمائه اندر آمد ، امير محمود رحمة اللّه قصد ولايت نندا كرد ، و چون به قلعهء گواليار [ 5 ] رسيد . آن قلعه را اندر پيچيد و حصار كرد ، و لشكر را فرمود ، تا همه حوالى آن بگرفتند ، و از آنچه قلعه بس منيع و محكم بود ، و بر سنگخاره نهاده بود ، و از منيعى كه بود ، حفار و تير انداز را بر آن دست نبود و ممكن نگشت همى ستدن آن حصار . و امير محمود رحمة اللّه چهار شبانروز اندران بماند . پس سالار حصار كس فرستاد و صلح جست . و سى و پنج فيل بداد ، تا لشكر يمين الدوله از آنجا باز گشتند و سوى كالنجر [ 6 ] رفتند كه قلعهء نندا بود . و نندا اندران قلعه بود با همه حشم و حاشيت و خويشان . و امير [ 236 ] محمود رحمة اللّه بفرمود : تا همه
--> [ ( 1 - ) ] يعنى به زور . [ ( 2 - ) ] يعنى در حالى كه اطاعت ميكردند ، و يا بد مىبردند . [ ( 3 - ) ] اين واقعه را عتبى و ابن اثير ضبط نكردهاند . [ ( 4 - ) ] تا كيشر در نزديكىهاى لاهور واقع بود ( كتاب الهند 167 ) . [ ( 5 - ) ] اكنون هم به همين نام در جنوب آگره بفاصله 23 ميل از دهولپور در هند واقعست . [ ( 6 - ) ] به همين نام تا كنون در جنوب غربى آله آباد بفاصله 12 ميلى در جنوب نراينى واقعست .