عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

399

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

فيل خواهد ، بدلهء آن يك فيل بدهد . و اتفاق نيك را ، اين فيل اندر راه از پيش چند راى بگريخت ، و بى پيلبان همى آمد ، تا سرا پرده يمين الدوله . و چون امير محمود آن را بديد ايزد [ 132 ] تعالى را شكر كرد ، و آن فيل را « خدا داد » نام نهاد ، و از آنجا با فتح و نصرت و غنايم بسيار سوى غزنين مراجعت فرمود . و چنين گويند ثقات : كه آن سال شمار كردند غنايم سفر قنوج را كه امير يمين الدوله آورده بود ، بيست و اند بار هزار هزار درم ، و پنجاه و سه هزار برده ، و سيصد و پنجاه و اند فيل بود . و چون تير ماه اندر آمد ، اندر سنه عشر و اربعمائه امير يمين الدوله رحمة اللّه قصد نندا كرد ، كه او مر راجپال [ 1 ] امير قنوج را كشته بود و نكوهش كرد ، كه چرا از پيش سپاه محمودى هزيمت شدى ؟ و مر تروجنپال [ 2 ] را پذيرفته بود ، كه او را نصرت كند ، و لشكر بولايت خويش باز رساند . و چون خبر آمدن محمود رحمة اللّه بدان ديار رسيد ، تروجنپال [ 3 ] از گنگ گذاره آمد سوى بارى [ 4 ] آمد ، و امير يمين الدوله از آب گذاره شد ، و آن همه لشكرها را برهم زد ، و تروجنپال با هندوى چند بگريخت ، و نيز پيش محمود نيامدند . پس قصد شهر بارى كردند ، و شهر از مردم خالى يافتند ، همه بتخانه‌ها را بسوختند ، و آنچه يافتند غارت كردند . و از آنجا لشكر سوى ولايت نندا كشيد ، و از چند آب بزرگ گذاره شد ، و نندا خبر آمدن سپاه اسلام يافته بود ، مر حرب را مهيا گشته ، و لشكر بسيار بنزديك خويش جمع كرده . و چنين گويند كه اندر لشكر او سى و شش هزار سوار بود ، و

--> [ ( 1 - ) ] هر دو : زاجبال ؟ يمينى 309 : راجيپال . دكتر ناظم در حيات سلطان محمود : راجيه‌پال از شهزادگان پراتهياره بود . [ ( 2 - ) ] هر دو : تروحپال ؟ [ ( 3 - ) ] هر دو : حيبال ؟ [ ( 4 - ) ] بارى بر كنار شرقى گنگ واقع و پايتخت حكمداران آن نواحى بود ( مسعودى 553 ) .