عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
383
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
و توزتاش [ 1 ] الحاجب و ابو القاسم سيمجورى دستگير شدند . و ابو ابراهيم سوى باورد رفت ، و از آنجا سوى تركان غز ، و اندر ميان غزان همى بود ، و تركان عزيمت كردند ، تا با وى بحرب روند . يبغو مهتر ايشان مسلمان شد ، و با ابو ابراهيم خويشى كرد ، و با ابو ابراهيم [ 218 ] تا به كوهك [ 2 ] بيامدند ، و با سباشى تگين حرب كردند و سباشى تگين را بشكستند . و ايلك بسمرقند آمد . بر آن كه [ 3 ] تاختن بردند و هجده تن از سرهنگان بگرفتند . و غزان و اسيران را بردند ، و ابو ابراهيم ناميد گشت ، و با سيصد سوار و چهار صد پياده بگذرگاه درغان [ 4 ] آمد و بگذشت كه يخ بسته بود ، و از پس بطلب او آمدند و بخواستند گذشت از رود ، يخ بشكست و همه فرود شدند ، و ( ابو ) ابراهيم به آموى درنگ كرد ، و مرس نقيب را بنزديك امير محمود رحمة اللّه فرستاد برسولى و گفت : « فساد آل سامان از جهت من مستقيم نگردد مگر بعنايت تو ! بنگر تا چه صواب [ 5 ] بينى آن كنم » . چون مرس نقيب برفت ، ابو ابراهيم بمرو شد ، و چون به كشميهن [ 6 ] ( رسيد ) از ابو جعفر خواهر زاده يارى
--> [ ( 1 - ) ] اصل : تورماس . ب توريباس . در طبع تهران : توزتاش يا تورماش ؟ چون در تاريخ يمينى توزتاش الحاجب است كه با ابو القاسم على بن محمد سميجورى يك جا دستگير شده بود ( ص 141 ) بنابرين در متن اصلاح شد . [ ( 2 - ) ] هر دو : با بكوهك . كوهك كوهى است در سمرقند ، و يكى از دروازههاى سمرقند باب كوهك بود ( مراصد 1189 ) پس متن را چنين هم توان خواند : به باب كوهك بيامدند . [ ( 3 - ) ] هر دو و مطبوع : بر آنكه ؟ ظاهرا بر آن كوه است ، كه مراد از آن كوهك سابق الذكر باشد . [ ( 4 - ) ] درغان : به فتحهء دال و سكون دوم شهرى بود بر كنار آمو ، كه اول حدود خوارزم شمرده مىشد ( مراصد 523 ) . [ ( 5 - ) ] هر دو : ثواب ؟ [ ( 6 - ) ] كشميهن : شهركى بود از اعمال مرو ( حدود العالم ) حرف اول ضمه و ميم فتحه دارد و شين ساكن است ، از بزرگترين قراء مرو بر راه صحرا به طرف آمل و جيحون افتاده بود ( مراصد 1168 ) .