عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
38
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
و بند بر پاى نهاد و نگاهبانان او را دها كان نكاهيد [ 1 ] نام كرد ، و گرگان و دهستان بنا او كرد ، و آن سالار ايشان را اقطاع داد فرمود : تا بر تخت سيمين نشست و منشورى نوشت او را و فرزندان او را تا قيامت . و شهر سمدان [ 2 ] بيمن كه آن را غمدان [ 3 ] خوانند او بنا كرد و آن كوشكهاى او را دوازده [ 4 ] پوشش كرد ، و اين بر سر كوهى بود كه سايهء آن هژده [ 5 ] ميل برسيدى . چون پادشاهى بر افريدون راست شد ، حق كاوه بگذارد ، و آن درفش او را اندر خزينه بنهاد ، و آن را ملكان عجم بزرگ داشتندى ، و اندر خزينه نگاه ميداشتند ، تا بوقت عمر [ 6 ] بن الخطاب رضى اللّه عنه آخر او را بستدند و پاره كردند ، جواهر برداشتند . و فرمود تا آن مردمان كه ارماييل [ 7 ] وزير ضحاك ايشان را رها كرده بود و از كشتن برهانيده بخواند ،
--> [ ( 1 - ) ] كذا در هر دو نسخه . شايد اصل آن دها كان نگاهنده بود ، يعنى نگاهندگان دهآك ، كه دهاك و معرب آن ضحاك لقب بيوراسپ بود ، بمعنى ده آفت ( سنى ملوك الارض 24 ) اما بموجب اوستادها كه AKAHAD به معنى بد و زشت است كه مخلوق اهريمنى زشتى بود ( يسنا 2 ر 11 و يشت 1 ر 189 ) و اين نام در اوستا به دو صورت اژىدهاكه AKAHAD - lGA و اژى آمده است . و دريشت 34 به صفت سه پوزه سه سر شش چشم دارندهء هزار گونه چالاكى و ديو دروج زورمند مايهء آسيب آدميان مذكورست ، اژى جزء اول اين نام در زبان اوستا به معنى مار و مراد از دهاك مخلوق اهريمنى است ، كه در شاهنامه يارها بنام اژدها خوانده شده كه معرب آن ازدهاق است . ( حماسه سرائى 422 - 425 ) . [ ( 2 - ) ] در هر دو نسخه سمران ؟ ولى سمدان به فتحتين قلعت محكمى بود در يمن ( مراصد 735 ) [ ( 3 - ) ] اصل : عمان ؟ ب عمدان ؟ كه صحيح آن غمدان بضم اول و سكون دوم نام قصرى در صنعاء يمن و منفر ملوك آنجا كه در عصر حضرت عثمان بن عفان تخريب شد ( مراصد 1000 ) [ ( 4 - ) ] اصل : اورادذازده ؟ ب : دوازده . [ ( 5 - ) ] ب : هزده ؟ [ ( 6 - ) ] هر دو نسخه : عمرو . [ ( 7 - ) ] ب : ازماييل : مجمل : ارمايل . اخبار الطوال ، ارماييل از خاندان ارفخشد يعنى جمشيد . آثار الباقيه 227 : ازماييل .