عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
373
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
همچنين ترهكان خلج [ 1 ] را نيز بخوانند . و خلف را بپوشنگ بگذاشتند . و پسر او طاهر را با لشكر ببردند ، و بطوس حرب كردند بده اندرخ [ 2 ] . ابو على را هزيمت كردند و اسيران از دست او بيرون كردند ، و لشكرگاه او را غارت كردند [ 3 ] . و ابو على از راه طبس [ 4 ] بسوى رى رفت ، و على بن الحسن بن بويه بجاى او بسيار نيكويى كرد ، هر ماه پنجاه هزار درم او را مشاهره داد ، و هر گاه كه او را بخوان خواندى ، اسبى با ساخت بفرستادى ، و آن همه به دو گذشتى . پس دل ابو على تنگ شد ، و متنكر حال [ 5 ] به نيشاپور آمد از بهر زنى را ، و امير محمود او را بگرفت و بازداشت . و از بند
--> [ ( 1 - ) ] هر دو : صلح ؟ و اين كلمه بلا شبهت غلط است كه صحيح آن خلج باشد . و تلفظ كنونى آن غلجى است ، كه عبارت از قبايل افغانى ساكن حدود غزنه و زابل باشند و سلسلهء شاهان خلجى هند نيز بديشان تعلق داشت . و ميرويس و محمود و اشرف شاهان هوتكى نيز غلجى و خلجى بودند . به ظن غالب كلمهء ترهكان بفتحتين صحيحست ، كه عبارت از ترك به فتحتين قبيلهء معروف خلجى يا غلجى زابلستان باشد ، كه اكنون هم به همين نام بين غزنه و قندهار در زابلستان تاريخى سكونت و حيات كوچى دارند . و اين نام را كه به فتحتين تلفظ مىشود ، همواره مورخان و نويسندگان با ترك بضمهء اول و سكون دوم خلط كردهاند ، و همچنان بين خلخ قبيلهء تورك و خلج قبيلهء افغانى اشتباه روى داده است . بنابرين در متن املاى تركان به ( ترهكان ) كه تلفظ صحيح كلمه است تبديل شد . [ ( 2 - ) ] اصل : امدرح ؟ بدون نقاط . ب : اندرج ؟ بر حاشيهء يمينى ص 89 نوشتهاند كه اندرخ به فتحه الف و سكون نون و فتحهء دال و كسرهء راء و سكون خاء معجمه قريهايست يمن دو كوه در طوس . [ ( 3 ) ] - 20 جمادى الاخره سنه 385 ه . ( يمينى 89 ) . [ ( 4 - ) ] هر دو : طيبن ؟ شايد طبس يا طبسين باشد . [ ( 5 - ) ] هر دو : مستنكر ، ولى متنكر آنست كه به تبديل لباس و عدم شناسايى در آيد و پيش ازين هم گذشت .