عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

365

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

كرد با مقدار چهار هزار سوار ، و چهار پيل ، تا بر امير ابو على تاختن آوردند . او با هزار سوار بود ، شمشير اندر نهادند ، و بسيار مردم بكشتند ، و آن پيلان را بستدند . چون اين خبر ببخارا رسيد ، ابو على را احماد [ 1 ] كردند ، و ولايت بادغيس او را دادند ، و ميان وى و از آن تاش وصلت كردند ، و امير ابو الحسن گلهء ابو الحسين عتبى بفايق نوشته بود ، و قصهء آن سقط گفتن [ 2 ] و استخفاف كردن . فايق گفت من حيلهء آن بسازم . پس گروهى از غلامان ملكى را بفريفت از آن غلامان خداى نا ترس . و هر يكى را مالى بداد ، تا ايشان مر ابو الحسن عتبى را بكشتند [ 3 ] ، و بنزديك پدرش دفن كردند . و كارها مضطرب گشت . و تاش را به حضرت باز خواندند ، و تاش قصد آن كرد كه : كين ابو الحسين عتبى باز خواهد فرصت نيافت . پس ابو الحسين محمد بن محمد المزنى [ 4 ] را بوزارت بنشاندند ( 204 ) و كارها راست شد و امير ابو على خليفتى به نيشاپور از تاش بخواست . تاش برو داد ، و آن خطا بود كه تاش كرد . و چون ابو الحسين عتبى بمرد ، كارش سست شد ، و فايق و ابو الحسن قصد او كردند ، و مردمان را برانگيختند ، تا تظلم تاش پيوسته كردند . و فايق و ابو على

--> [ ( 1 - ) ] احماد : نيكو گفتن و پسنديدن . [ ( 2 - ) ] يعنى بد گويى . [ ( 3 - ) ] قتلش در 372 ه . بود ( ابن اثير 9 ر 5 ) . [ ( 4 - ) ] منسوبست به مزنه يكى از قراى سمرقند ( اللباب 2 ر 133 ) .