عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
362
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
آن دليل راستى اعتقاد ما باشد اندر تو ، و موجب ازدياد شرف و قدر تو ، دو ديگر [ 1 ] : زيادت ولايت ، و آن دليل بزرگداشتن كار تو باشد . و سه ديگر : لقب نهادن مر ترا ، اندر مخاطبات و مكاتبات . تا ترا رفعتى باشد ، ميان اقران و امثال تو . » چون اين عهد و خلعت و پيغام ( 201 ) بنزديك ابو الحسن رسيد ، سخت شاد شد ، و رسول را نيكو فرود آورد ، و فرزندى هر چه كريمتر نامزد كرد و سيلت [ 2 ] را . پس ابو - عبد اللّه غازى را باز گردانيد . و ابو الحسين [ 3 ] عبد اللّه بن عتبى را ( به وزارت ) بنشاندند ، اندر ربيع الاخر سنه سبع و ستين و ثلثمائه . و چون امير رضى وزارت ابو الحسين عتبى را خواست داد ، نامه نوشت بامير ابو الحسن بمشورت . امير ابو الحسن جواب نوشت كه : « ابو الحسين جوانست » . چون اين استخفاف امير ابو الحسن را ابو الحسين بشنيد ، كينه گرفت و مثالب [ 4 ] امير ابو الحسن بر زبان گرفت ، و بهر وقت هميگفت كه : « ابو الحسن عاجز است ، از وى كار نيايد ، و خراسان به دو ضايع است ، و همت او اندر مصادره و استخراج است . خويشى كردن با وى نموهت [ 5 ] ( ؟ ) » . و چندان بگفت ازين نوع ، تا امير رضى او را معزول كرد ، و نامهء عزل به دو فرستاد . و ابو الحسين عتبى مر رسول را فرمود ، تا پيغام در ملا به ابو الحسن گذارد و به آواز بلند . چون رسول به نيشاپور رسيد ، امير ابو الحسن اندر مركب ايستاده بود . رسول اين پيغام بر حكم مثال وزير بگذارد . امير ابو الحسن تيره شد خشم گرفت و گفت : « والى خراسان منم ، و سپهسالار ابو على ست پسر من ! و اللّه كه من ستاره بروز بديشان نمايم . » و
--> [ ( 1 - ) ] اين كلمه را در نسخ مطبوع و ديگر خواندهاند ، ولى بقرينهء سديگر كه متصلا مىآيد دو ديگر صحيح است . [ ( 2 - ) ] هر دو : وسلت ؟ [ ( 3 - ) ] ب : ابو الحسن عبد اللّه بن العتبى . [ ( 4 - ) ] مثالب . عيبها و بديها . [ ( 5 - ) ] كذا در هر دو نسخه ؟ صورت صحيح اين كلمه معلوم نشد .