عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
358
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
و همانجا بمرد . او را بگرگان آوردند ، نيمهء ذى الحجهء سنه ست و خمسين و ثلثمائه [ 1 ] . و چون وشمگير بمرد ، رفتن سوى رى سست گشت . حشم خراسان ، مال خواستند . منصور بن نوح را نامه كرد ، و مال خواست ، و او جواب كرد : كه مال حشم از بيستون وشمگير [ 2 ] بايد ستد . چون بيستون بشنيد ، قصد طبرستان كرد ، و عذر نهاد كه مال من آنجاست . و اندر سر با حسن بويه تدبير كرد ، و حسن على بن القاسم العارض را به آمل فرستاد ، تا بيستون آنجا آمد ، و آن كار محكم كرد . و بيستون را از مطيع خلعت رسيد و لواء بولايت ( 198 ) طبرستان و گرگان و سالوس و رويان . و او را « ظهير الدوله » لقب كرده بود . و امير ابو الحسن به نيشاپور باز آمد ، و نام عجز و سستى بر وى نهادند . و سالار بن شير دل و شهريار بن زرين كمر بنزديك امير ابو الحسن آمده بودند ، و ايشان را نيكو هميداشت . پس بيستون به استر آباد مرد ، اندر رجب سنه و ستين و ثلثمائه . و اثر سستى ابو الحسن بسلطان ظاهر گشت ، و از اثر سستى او گرگان و قومس و سالوس و رويان بشد . پس منصور بن نوح ، اشعث بن محمد اليشكرى را ( به ) نسا فرستاد ، تا از آنجا بگرگان رود . و نصر بن مالك [ 3 ] را بگرگانج [ 4 ] فرستاد تا آن را فتح كند . و اندر معنى ابو الحسن تدبيرها هميكرد . و چون به ابو الحسن [ 5 ] رسيد ، بحيله مشغول گشت و ببخارا آمد ، و از نزديكان منصور پاى مردان [ 6 ] ساخت ، تا آن غيرت از دل منصور بيرون كرد ، و
--> [ ( 1 - ) ] ابن اثير 8 ر 228 و تاريخ طبرستان 2 ر 4 : محرم 357 ه . [ ( 2 - ) ] بهستون بن وشمگير ملقب به ظهير الدوله ابو منصور بن وشمگير بن زيار پادشاه سوم آل زيار كه از 356 تا 366 ه . حكم رانده است . [ ( 3 - ) ] هر دو : ملك . [ ( 4 - ) ] هر دو : گرگانجه ؟ اما گرگانج كه معرب آن جرجانيه است ، پايتخت خوارزم بود ، كه اكنون بجاى آن اور گنج است ( جغرافيهء خلافت 694 ) . [ ( 5 - ) ] در طبع ناظم خبر رسيد طبع شده ، ولى در هر دو نسخه خبر نيست . [ ( 6 - ) ] پاى مردان ساخت : يعنى براى خود واسطه و پا در ميانى ساخت ( رك : تاريخ بيهقى 143 ) .