عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

342

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

پيوستگان و سرهنگان نوح ، و ميل كرده به ابو على ، و ابو على به ده سنگ [ 1 ] يك فرسنگى مرو فرود آمد ( 186 ) و نوح سوى بخارا رفت ، و ابو على اندر مرو آمد ، و چند وقت ببود ، پس سوى بخارا رفت و جيحون بگذاشت . و نوح بسمرقند رفت ، و ابو على خطبه بر [ 2 ] ابراهيم بن احمد كرد ، و چندگاه آنجا ببود . پس مردمان بخارا قصد كردند ، كه ابو على را با همه نزديكان او فرو گيرند . چون خبر به دو رسيد ، ديگر روز بيرون آمد ، و فرمود تا همه قوم او نيز بيرون آمدند ، و همه بز و قماش [ 3 ] برداشتند بيرون آوردند و خواستند كه آتش اندر شهر زنند . پس سران شهر بيرون آمدند و شفاعت كردند ، بخداى عز و جل او را بترسانيدند تا فرود ايستاد . و چون ديد كه اعتقاد مردم شهر ، با او نه نيكوست . ابو جعفر [ 4 ] را بنشاند ، و هر كسى را بر شغلى نصب كرد از شغلهاى ديوان . و خود به راه رخنه حموى [ 5 ] بيرون رفت ، و چنان نمود كه سوى سمرقند شود ، و تا نخشب [ 6 ] بشد . پس همه سرهنگان و حشم را باز گردانيد ، و خود سوى چغانيان رفت . و چون ابو على برفت ، ابراهيم و ابو جعفر محمد بن نصر ، كس بنزديك امير نوح فرستادند ، و از وى امان خواستند ، ايشان را امان داد ، و عذر ايشان بپذيرفت . و خود به بخارا باز آمد اندر ماه رمضان سنه خمس و ثلثين و ثلثمائه .

--> [ ( 1 - ) ] سنگ كه معرب آن سنج بكسرهء سين است ، يكى از قراى بزرگ مرو شاهجان بود ( معجم البلدان 3 ر 264 ) . [ ( 2 - ) ] در طبع تهران : بر ( نام ) ابراهيم ؟ در حالى كه متن اصل ثقه‌تر است . [ ( 3 - ) ] بز : بفتحهء اول جامهء پنبه و كتان ، و قماش بضمهء اول رخت و جامه ( غياث ) . [ ( 4 - ) ] ابن اثير 8 ر 181 : ابا جعفر محمد بن نصر بن احمد برادر نوح . [ ( 5 - ) ] هر دو : رخته حموى ؟ شايد رخنه باشد ، زيرا باب رخنه يكى از دروازه‌هاى ربض بخارا بود ( ابن حوقل 484 ) . [ ( 6 - ) ] نخشب كه در ابن اثير 8 ر 181 نسف است ، در سه منزلى سمرقند از شهرهاى معروف ما وراء النهر بود ( مراصد 3 ر 1363 ) .