عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

334

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

ابو جعفر غورى [ 1 ] را كه خليفهء عمرو بود بگرفت و ببست ، و از اسماعيل بن احمد امان خواست و به بخارا برفت . اسماعيل او را كرامت كرد ، و بر دست احمد كارهاى بزرگ رفت و فتحهاى نيك بر آمد ، و احمد سهل مردى با رأى بود ، و گربز و دانسته و زيرك . چون بنزديك اسماعيل بن احمد او را قبول او فتاد ، آنجا قرار كرد ( 180 ) و مرديها كرد ، تا هر روز عزيزتر گشت . و بروزگار امير شهيد هم بر آنجا همى بود ، و بروزگار امير سعيد نشاپور او را بود . پس عصيان پديد كرد به نشاپور ، و نام سعيد از خطبه بيفگند . و قراتگين [ 2 ] كه امير گرگان بود قصد او كرد . احمد از نيشاپور برفت و به مرو شد ، و حصار حصين را بنا كرد ، و آن را حصار گرفت . و چون خبر ببخارا برسيد ، مر حمويه ابن على را بحرب او فرستاد . و چون به مرو در شدند ، حمويه مر سرهنگان لشكر خويش را بفرمود ، تا با احمد بن سهل مكاتبت كردند ، و به دو [ 3 ] ميل نمودند . و چون نامه‌ها به احمد رسيد ، بدان مغرور گشت و حزم نگرفت و از مرو قصد حمويه كرد ، و به حوزان [ 4 ] بيك ديگر رسيدند بر كنار رود . اندر وقت لشكر احمد را هزيمت كردند ، و احمد تنها بماند ، و حرب همى كردند ، تا ستورش طاقت داشت . و چون اسبش بيفتاد ، او پياده شد ، به سپاه حرب كرد ، آخر بگرفتندش و بند كردند ، و به بخارا فرستادند ، و امير سعيد فرمود ، تا به زندان كردندش . و اندران زندان بمرد ، اندر ذى الحجه سنه سبع و ثلثمائه .

--> [ ( 1 - ) ] هر دو و مطبوع : عورى ؟ [ ( 2 - ) ] در پاورقى طبع تهران و ناظم به حوالت ابن اثير ، منصور بن قراتگين نوشته‌اند . ولى قراتگين نام تركى است كه با سى هزار سوار از بخارا به گرگان فرستاده شده بود ( تاريخ طبرستان 281 ) . [ ( 3 - ) ] هر دو : به دو و ميل ؟ [ ( 4 - ) ] هر دو : حوران ؟ ولى حوزان به فتحهء اول و سكون دوم ناحيتى بود از مرورود خراسان ( مراصد 1 ر 436 ) .