عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

303

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

و ابو الحسن شعرانى چنين گفت : كه طاهر خادمى داشت سپيد پوست و نيكو روى ، به من داد كه اين را به فروش ! و خادم بسيار زارى كرد و بگريست . من توقف كردم ، كه بس خوب خادمى بود ، و به امير رجوع كردم ، كه اين ( 159 ) خادم را چرا ميفروشى ؟ گفت : شبى اندر سراى خفته بود ، و باد جامه ازو باز افگند ، من او را بديدم ، بچشمم خوب آمد . همى بترسم كه مبادا ديو مرا وسوسه كند . پس فرمود ، تا هدايا بساختند ، و او را با هديه‌هاء ديگر نزديك متوكل بفرستادند . روزى رقعه نوشتند به دو ، اندر رقعه گفتند : اگر رأى رشيد او صواب بيند . توقيع زد كه نخواهم كه مرا رشيد خوانند ، كه اين نام بر كسى نهند ، كه خداى عز و جل او را سزاوار آن كرده باشد . و چون منتصر بمرد ، مستعين بخلافت بنشست ، [ 1 ] و ولايت خراسان بر طاهر نگاه داشت . و طاهر فرمان يافت [ 2 ] اندر سنه ثمان و اربعين و مأتين . محمد بن طاهر [ 3 ] مستعين خراسان مر محمد بن طاهر را داد . و محمد بن طاهر غافل و بى عاقبت بود ، سر فرود برد به شراب خوردن و بطرب و شادى مشغول گشت ، تا بسبب غفلت او طبرستان بشوريد ، و حسن بن زيد العلوى [ 4 ] بيرون آمد اندر سنه احدى و خمسين و مأتين . و سليمان بن عبد اللّه بن طاهر امير طبرستان بود .

--> [ ( 1 - ) ] احمد المستعين باللّه بن محمد بن معتصم 248 - 251 ه . [ ( 2 - ) ] هر دو : بفرمان . [ ( 3 - ) ] محمد بن طاهر بن عبد اللّه بن طاهر در 237 ه . حاكم بغداد ، و از 248 تا 259 ه . حكمران خراسان ، متوفى 269 ه . [ ( 4 - ) ] حسن بن زيد بن محمد بن اسماعيل حسنى علوف مؤسس دولت علوى در طبرستان ، كه در سنه 250 ه . با او بيعت كردند ، و آمد و سارى و رى را گرفت كه تا مدت 20 سال با قواى عباسى مقاومت كرد ، و در سنه 270 ه . در طبرستان بمرد ( الاعلام 2 ر 206 ) .