عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

301

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

و بروزگار عبد اللّه ، مازيار بن قارن [ 1 ] به طبرستان عاصى شد ، و دين بابك خرم دين [ 2 ] بگرفت ، و جامه سرخ كرد . و عبد اللّه آنجا رفت ، و با وى حرب كرد ، و مازيار را بگرفت اندر سنه سبع و عشرين و مأتين . [ 3 ] و بنزديك معتصم فرستاد ، و معتصم فرمود ، تا مازيار را پانصد تازيانه بزدند ، و هم اندر روز از آن درد بمرد . و اندر سنه اربع و عشرين و مأتين ، بفرغانه زلزله افتاد ، و بسيار خانها ويران شد ، و پيوسته اهل نيشاپور و خراسان ، نزد عبد اللّه همى آمدندى ، و خصومت كاريزها همى رفتى . و اندر كتب فقه و اخبار رسول صلى اللّه عليه و سلم اندر معنى كاريز و احكام آن چيزى نيامده بود . پس عبد اللّه همه فقهاى خراسان را ، و بعضى از عراق را جمع كرد ، تا كتابى ساختند ( در ) احكام كاريزها . و آن را « كتاب قنى » نام كردند ، تا احكام كه اندران معنى كنند ، بر حسب آن كنند ، و آن كتاب تا بدين غايت برجاست ، و احكام قنى و قنيات [ 4 ]

--> [ ( 1 - ) ] مازيار پسر قارن پسر و نداد مهر از فرزندان سوخراى و رئيس خاندان كارن ، كه اصل اين نام « ماه ايزديار » باشد . او در سنه 208 ه . از جانب مأمون حاكم طبرستان بود ، و در سنه 219 ه . خروج نمود ، و در سنه 425 ه . دستگير و در شهر سامرا بدار كشيده شده ( تاريخ برگزيدگان 136 ) در تاريخ يعقوبى 2 ر 477 قتلش 226 ه . است . [ ( 2 - ) ] بابك خرم دين : پدرش روغن فروش مداين بود ، او در بلال آباد آذربايجان به دنيا آمد ، و بعد از مدتى بر خلاف سلطه عباسيان بغداد خروج كرد ، از سنه 201 تا 223 ه . مقاومت و جنگهاى او با لشكريان خلافت دوام داشت . و پيروان او را عرب محمره يعنى سرخ پوشان گفتند ، و افشين از دربار معتصم بسر كوبى او گماشته شد ، تا كه او را در سنه 223 ه . بگرفتند و به بغداد بردند . معتصم امر داد ، تا سروپاى او را بريدند سرش را بخراسان فرستادند ، و تنش را در سامرا بدار آويختند ( تاريخ برگزيدگان 134 ) . [ ( 3 - ) ] گرفتارى او 225 ه . و قتلش بقول يعقوبى 226 ه . است . ولى طبرى ( 10 ر 363 ) سنه 225 ه . است . [ ( 4 - ) ] قنات و قنيات به فتحتين بمعنى كاريز است ، كه جمع آن قنى بضمه اول و تشديد نون و كسره باشد ( منتهى الارب 3 ر 425 ) در اصل كلمهء دوم قيناست ؟