عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

255

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

عبد العزيز را صرف [ 1 ] كرد از خراسان ، و بجاى او سعيد بن عمرو [ 2 ] الحرشى را فرستاد ، و سعيد بن عمرو اندر خراسان آمد ، اندر سنه اربع و مائة . و بس روزگار ( 124 ) ير امارت نماند ، كه عمرو بن هبيره او را معزول كرد ، و بجاى او مسلم بن سعيد بن اسلم را فرستاد ، و مسلم بخراسان بماند سنه اربع و تمامى سنه خمس ، و چند ماه از سنه ست و مائة . خالد بن عبد اللّه القسرى [ 3 ] و چون كار مملكت بر هشام بن عبد الملك راست شد ، وى خراسان مر خالد بن عبد اللّه را داد ، و او را بخراسان فرستاد ، و عراق هم او را داد ، و خالد بعراق باز ايستاد ، و برادر خويش اسد بن عبد اللّه را بخراسان فرستاد ، و سه سال بماند و تعصبها كرد با مردمان . و نصر بن سيار را بگرفت ، و عبد الرحمن بن نعيم [ 4 ] را كه بر كار خراج بود ( و ) بحر بن [ 5 ] درهم را كه بر عمل سپاه بود ، و سورة بن الحر [ 6 ] الدارمى ، و ايشان را تهمت كرد

--> [ ( 1 - ) ] صرف باز گردانيدن . [ ( 2 - ) ] هر دو : عمر ؟ او سعيد بن عمرو الحرشى شامى از دلاوران قايدان لشكرى است كه در سنه 101 ه . خوارج را زد ، و در سنه 103 ه . والى خراسان شد ، چون از مقام خلافت سر پيچيد عزل و زندانى شد ، و بعد از آن در سنه 112 ه . به غزو خزر و ارمينيه رفت ، نسبت او به حريش بن كعب بن ربيعه است ، و بعد از 112 ه . از جهان رفته ( الاعلام 3 ر 152 ) . [ ( 3 - ) ] اين كلمه در هر دو نسخه روشن نيست ، طورى كه گذشت صورت صحيح القسريست كه منسوب باشد به قسر بفتحهء قاف و سكون سين بن عبقر قبيله‌يى از بجيلهء عرب ( اللباب 2 ر 262 ) . [ ( 4 - ) ] بموجب تصريح بلاذرى عبد الرحمن بن نعيم غامدى بر امور حرب خراسان و عبد الرحمن بن عبد اللّه القشيرى بر خراج آن مقرر بودند ( فتوح 524 ) . [ ( 5 - ) ] در اصل نقطه ندارد . ب : بحرين درهم ؟ [ ( 6 - ) ] هر دو : سوده بن الجر الدارى ؟ كه در تاريخ يعقوبى 2 ر 311 سورة بن الحر الدارمى ، و در فتوح بلاذرى 524 سورة بن الحر الحنظلى است .