عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

245

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

و عبد الملك خراسان مر حجاج بن يوسف را داد ، و حجاج مهلب بن ابى صفره را به خراسان بفرستاد اندر سنه تسع و سبعين . و او به شهر كش شد ، و با ( 116 ) مردمان سغد صلح كرد ، و ملك سغد [ 1 ] اندر آن روزگار طرخون [ 2 ] بود ، از وى گرگان بستد ، و مهلب بمرد اندر ناحيت مرو رود ، [ 3 ] بدهى كه آن را زاغول [ 4 ] گويند ، و پسر خويش يزيد را خليفه كرد . و پسر او چهار سال در خراسان خليفه بود از جهت حجاج ، و از پس او حجاج خراسان ببرادر او مفضل [ 5 ] بن مهلب داد ، و مفضل مردى دانسته و آهسته و مردم شناس بود .

--> [ ( 1 - ) ] هر دو : سعد ؟ [ ( 2 - ) ] طرخون نام يك شخص نيست ، بلكه لقبى بود براى ملوك ما وراء النهر ، ابن خرداذبه ملك سمرقند را طرخان مىنامد ( المسالك و الممالك 40 ) در آثار الباقيه البيرونى ( ص 20 ) طرخون است . كه ترخان شكل ما بعدى اين كلمه است در كتب تاريخ فارسى . [ ( 3 - ) ] هر دو : مرود ؟ [ ( 4 - ) ] هر دو : رغول ؟ ولى در فتوح البلدان زاغول است از مرو رود ( ص 514 ) و در ابن خلكان ( 2 ر 192 ) و معجم البلدان ( 4 ر 368 ) نيز چنين است . [ ( 5 - ) ] هر دو : مكررا مفصل ؟ و بقول جمهور مفضل است بن مهلب بن ابى صفره ازدى كه از ابطال عرب در سنه 85 ه . از طرف حجاج والى خراسان بود ، و بعد از آن ولايت جند فلسطين داشت ، و در آخر عمر به قندابيل ( گنداوهء كنونى بلوچستان ) آمد و در اينجا در سنه 102 ه . كشته شد ( الاعلام 8 ر 205 ) اما برادرش يزيد بن مهلب نيز از قايدان مشهور عرب بود ، كه در خراسان بعد از 83 ه . تا شش سال امارت داشت ، و چون حجاج او را معزول و محبوس داشت ، وى به شام گريخت . و باز از طرف سليمان بن عبد الملك والى عراق و خراسان شد ، و گرگان و طبرستان را فتح كرد ، و پس از آن امارت بصره داشت تا كه عمر ابن عبد العزيز او را عزل كرد ، و در حلب محبوس بود ، در سنه 101 ه . بعد از مرگ عمر بصره را گرفت ، و مسلمه بن عبد الملك امير عراقين او را در جنگى بين واسط و بغداد در مقام عقر بكشت 102 ه . ( الاعلام 9 ر 246 ) .