عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

209

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

و پيش بهاء الدوله آوردند . و بهاء الدوله ( چون ) چنان بديد ، نفرت [ 1 ] را فرمود : تا پوست آن غلامان كه سر او را بريده بودند بياختند [ 2 ] و ايشان را بر دار ( 96 ) كردند و فرمودند ، تا اندر لشكر ندا كردند كه : اين جزاى آن كس است : كه بر خداوند خويش دست دراز كند . و از خداى عز و جل نترسد . و حق خداوندى خويش فراموش كند ، و به نعمت خداوند خويش كافر شود . و بروزگار القادر باللّه نوح بن منصور امير خراسان بمرد ، قادر عهد خراسان به ابو الحارث منصور بن نوح فرستاد ، و او هنوز بالغ نبود كه باميرى نشست ، و از بس خبرهاى امير ابو القاسم محمود سبكتگين رحمه اللّه تعالى بنزديك القادر باللّه همى بردند و جلديها و كفايت شعارى او . بتاريخ آخر ذى القعده سنه تسع و ثمانين و ثلثمائه ، عهد و لواء خراسان بامير محمود رحمه اللّه فرستاد ، و او را يمين الدوله و امين [ 3 ] المله لقب كردند ، و تا آخر عهد امير محمود خليفه القادر باللّه بود . و چون امير محمود رحمه اللّه فرمان يافت ، عهد و لواى خراسان به امير بو سعيد مسعود يمين الدوله فرستاد ، و او را ناصر دين اللّه و حافظ عباد اللّه و ظهير خليفة اللّه لقب كردند ، و چون دو سال از ولايت امير ناصر دين اللّه بگذشت القادر باللّه [ 4 ] فرمان يافت . القائم بامر اللّه [ 5 ] ابو جعفر محمد [ 6 ] بن احمد القادر باللّه است . و اندر سنه ثلث و عشرين و اربعمائه [ 7 ]

--> [ ( 1 - ) ] هر دو : نفرب ؟ [ ( 2 - ) ] ياختن : بيرون كشيدن است ( برهان ) و العتبى در اين جا سلخ جلده استعمال كرده كه سلخ هم كشيدن پوست باشد . [ ( 3 - ) ] هر دو : امير المله ؟ ولى باستناد تاريخ يمينى العتبى ص 229 امين المله اصح است . [ ( 4 - ) ] كذا در هر دو نسخه و ن ؟ صحيح آن القادر باللّه است كه در ذى حجه 422 ه . فوت شده ، و شرح حال القائم بعد ازين مىآيد . [ ( 5 - ) ] جاى اين عنوان در هر دو نسخه سپيد است . [ ( 6 - ) ] كذا در هر دو نسخه ، ولى نامش در كتب ديگر عبد اللّه است . [ ( 7 - ) ] جلوس القائم 11 ذى حجه 422 ه . است ( زمباور 4 ) .