عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
173
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
و حج بر مردمان تباه شد . و هرثمه را بحرب بو سرايا فرستادند و گفتند : اين غلام تو بود ، مگر او را بدست توانى آورد ، و هرثمه كوفه و واسط و مداين از وى بستد و ببصره شد . و حسن سهل ، مر سعيد [ 1 ] را با سپاه خراسانى بفرستاد ، و حسين بن على بادغيسى [ 2 ] را بر ايشان سالار كرد ، و حسين با بو سرايا حرب كرد و او را هزيمت كرد ، و بو سرايا بخانهء خويش به جزيره [ 3 ] بشد ( 75 ) و امير جزيره حماد [ 4 ] الكندى بود از جهت حسن بن سهل . ( چون ) بو سرايا بخانهء خويش بجزيره بشد ( او ) را و هر كه [ 5 ] با او بود بگرفت و بند كرد ، و بنزديك حسن سهل فرستاد . حسن فرمود : تا همه را گردن [ 6 ] زدند و ( سر ) بو سرايا بمأمون فرستاد ، و زيد النار علوى [ 7 ] را نيز بفرستاد ، و اين زيد علوى بود سخت بيرحم و سطبردل [ 8 ] و هر كس را ، كه
--> [ ( 1 - ) ] كذا در هر دو ؟ طبرى : على ابن سعيد . [ ( 2 - ) ] كذا در هر دو ؟ طبرى : حسن ابن على الباذغيسى معروف به مأمونى ( 7 ر 122 ) . [ ( 3 - ) ] در هر دو : بدون نقاط . [ ( 4 - ) ] هر دو ؟ جماد ؟ طبرى : بو سرايا با همراهان خويش طرف خانهء خود را به رأس العين حركت كرد ، چون به جلولاء رسيدند ، حماد الكندغوش ايشان را بگرفت و پيش حسن بن سهل برد ( 7 ر 122 ) اما مسعودى گويد : در سنه دو صد هجرى حماد معروف به الكبدعوس بن السرايا ( كذا ) ظهور كرد ، ولى حسن بن سهل او را كشت و بر پل بغداد آويخت ( مروج 3 ر 349 ) . [ ( 5 - ) ] هر دو : بشدرا هر كه با او بود ؟ [ ( 6 - ) ] هر دو : بكردن ؟ [ ( 7 - ) ] هو زيد بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسين بن على بن ابى طالب مشهور به زيد النار ، چون مخالفان خود را مىسوزانيد به اين لقب مشهور شد ( طبرى 7 ر 123 ) خروج او با ابو سرايا 200 ه . بود ، و بعد از مرگ ابو سرايا در بصره حصارى گشت ، و امان يافت ، و به بغداد فرستاده شد ، وى در ايام المستعين در حدود 250 ه . بمرد ( الكامل 6 ر 104 ) ب : و زيد آن علوى را [ ( 8 - ) ] در هر دو نسخه چنينست در ( ن ) به ستبر دل تبديل شده . ستبريا سطبر : غليظ و لك و بزرگ است ( برهان ) .