عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

166

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

بياوردند و پاره كرد . و چون مأمون خبر آمدن على بن عيسى بشنيد ، با فضل بن سهل [ 1 ] تدبير كرد كه بحرب او كه را بفرستد ؟ و دوبان [ 2 ] منجم عجمى گفته كه : كسى را بايد فرستاد كه يك چشم باشد ، و نام او چهار حرف بود ، و برين گونه طاهر بن الحسين [ 3 ] بود . او را بخواند و گفت : هر چند بخواهى سپاه ببر ! طاهر گفت : چهار هزار مرد خواهم و زيادت ازين نخواهم . پس مردان بگزيد و از مرو بيرون آمد ، و چون به رى رسيد ، على بن عيسى فراز رسيد ، و ميان قسطانه [ 4 ] و مشكوى حرب كرد ، و آن حرب ديرتر بداشت ، كه على بن عيسى را بكشتند و سر او برداشتند و سوى مأمون فرستاد . پس امين مر عبد الرحمن بن جبله [ 5 ] را با بيست هزار مرد بفرستاد ، و چون به حلوان [ 6 ]

--> [ ( 1 - ) ] هو فضل بن سهل سرخسى ( 154 - 202 ه . ) وزير مأمون كه در خوردى بدربار خلافت پيوست و در 190 ه . بر دست مأمون از دين مجوسى برگشت و مسلمان شد ، وى به ذو الرياستين ( حرب و سياست ) شهرت داشت ، وزير و مرد لشكر كشى بود ، او را در حمام سرخس در سنه 202 بكشتند ( ابن خلكان 1 ر 413 ) . [ ( 2 - ) ] مجمل : دوبان منجم كه او را ملك كابل فرستاده بود بمأمون ( ص 349 ) . [ ( 3 - ) ] هو طاهر بن الحسين بن مصعب مشهور به ذو اليمينين مؤسس سلسلهء طاهريان پوشنگ هرات 159 - 207 ه . ( الاعلام 3 ر 318 ) كه شرح حالش در قسمت طاهريان درين كتاب مىآيد . [ ( 4 - ) ] هر دو : قسطانه و مسكوى . در ( ن ) اين كلمات را بدون سند به قسطاطنيه و مشكوى تبديل كرده‌اند ، در طبرى ( 7 / 4 ) قسطانه است كه بر منزل اول از رى به طرف عراق واقع بود ، و نام دوم هم در طبرى مشكوى است . اما قسطانه در اصل كستانه است و در يك منزلى رى به راه ساوه بود . و مشكويه هم شهركى بود در دو منزلى رى بر راه ساوه ( مراصد 3 ر 1276 ) . [ ( 5 - ) ] هو عبد الرحمن بن جبله ابناوى كه در سنه 195 ه . در جنگ اسد آباد همدان كشته شد ( الكامل 6 ر 82 ) . [ ( 6 - ) ] از شهرهاى مشهور عراق بود ( حدود ) .