عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

14

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

نسخه چه بوده ، به سنهء ثمان و سبعين و ثلث مائه تبديل نموده است و در ص 81 س 7 حسبت اصل نسخه را گويا معنى آن را ملتفت نشده و به جست تصحيح كرده است و هكذا و هكذا و در جميع اين موارد چنان كه گفتيم اصلا و ابدا اشاره باصل اين كلمات كه در نسخهء اصلى چه بوده ننموده است ، و راقم سطور ابتدا بحدس و تخمين و سپس از مراجعه باصل نسخه صواب آن را بدست آورد ، و بر عكس بعضى اغلاط جزئيه بسيار واضح را هيچ تصحيح نكرده و گويا ملتفت نشده كه غلط است مثلا در ص 95 س 2 عبارت « ثواب آنست كه بجاى خود بنشينى » اصل نسخه را وى همين قسم چاپ كرده است ( بجاى صواب آنست كه الخ ) و در ص 45 س 6 لشكر خيزد گشتند ( صحيح چيره گشتند ) را همين قسم نامصحح گذارده است و در ص 5 س 10 سبع و بيائى ( صحيح و مأتين ) را همين قسم مغلوطا به حال خود باقى گذارده است و هكذا و هكذا و گاه طابع بعضى تعبيرات بسيار واضح زبان فارسى را چون خود خارجى است ملتفت نشده و علامت شك گذارده است مثلا در ص 78 س 1 از اين عبارت « رسول به لشكرگاه نندا آمد ديار نديد » تعبير ديار نديد را نفهميده كه مقصود از آن چيست و بعد از آن علامت شك ( كذا ) افزوده است ، بارى قسمت مطبوعهء زين الاخبار چنان كه گفتيم فقط قريب يك ربع تمام كتاب است و ما بقى سه ربع ديگر همان بر حال نسخهء خطى باقى است كه بعدها شايد بهمت فضلاى ايرانى انشاء اللّه بطبع رسد تا عموم مردم از اين كتاب نفيس بتوانند استفاده نمايند . تنبيه دوم - گفتيم كه تاريخ كتابت نسخهء حاضره در آخر كتاب فقط به صورت 93 مسطور است كه لا بد صفرى يا ما بين اين دو رقم يا قبل از اين دو رقم ساقط است و مراد از آن يا سال 903 يا سال 930 است بلا شبهه و بار تولد مستشرق روسى نيز آن را به طرز دوم يعنى 930 خوانده است ( تركستان ص 21 حاشيه 1 ) ولى طابع هندى سابق الذكر گويا بمقتضاى خالف تعرف و براى اينكه چيز نافذى گفته باشد در ص 1 از ديباچه مىگويد : صواب آنست كه رقم مزبور را يعنى 93 را 1093 بخوانيم زيرا كه نساخ قرن يازدهم عادت داشته‌اند كه عموما به نوشتن تاريخ عدد هزار را حذف نمايند ( كذا ) و اين سخن چنان كه ملاحظه مىشود كذب صريح و قبيح به كلى ساختگى است چه هرگز چنين عادتى براى نساخ قرن يازدهم و نه قرون قبل و نه قرون بعد نبوده و نيست و در هر عصر و زمانى بعضى نساخ و غير نساخ