عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

133

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

حسن سوى مدينه باز شد ، و مغيره [ 1 ] بن شعبه را بر كوفه امير كرد ، و عبد الله بن عامر بر بصره . و چنين گويند : كه معاويه مر زن حسن نام او جعده بنت الاشعث [ 2 ] بن قيس الكنديه را پانصد هزار درم بپذيرفت ، تا او مر حسن را زهر داد ، و اندر و كاركرد ، و از آن زهر خوردن بمرد . روزگار ولايت بنو اميه و ابو عبد الرحمن معويه بن ابو سفيان صخر [ 3 ] بن الحرب بن اميه بن عبد الشمس بود و چون بولايت نشست ، عمرو بن العاص او را گفت : تونه مستحق اين كار بودى و بدين كه رسيدى باتفاق رسيدى اگر رعيت را تألف [ 4 ] كنى ، اين بر تو و بر فرزندان تو بماند [ 5 ] و اگر ستم كنى از تو بشود ، و جان تو اندرين بشود . . . [ 6 ] و چون ولايت بنو اميه بمروان رسيد ، كه او را مروان حمار گفتندى ، ابو مسلم عبد الرحمن بن مسلم بخراسان بيرون آمد ، و با نصر بن سيار حرب كرد و نصر را هزيمت گردانيد ، و او از خراسان بگريخت ، و بعراق آمد و آنجا بمرد ، و مروان حمار را از عراق هزيمت كرد ، و سوى مصر بگريخت ، و لشگر بر اثر بفرستاد و بمصر به شهر عين الشمس [ 7 ]

--> [ ( 1 - ) ] ب : مقبره ؟ [ ( 2 - ) ] ب : الاشعب . [ ( 3 - ) ] هر دو : صحر ؟ جمهور : صخر . [ ( 4 - ) ] در اصل نقاط ندارد . [ ( 5 - ) ] ب : نماند ؟ [ ( 6 - ) ] در اين جا در اصل نيمهء همين سطر و نصف ديگر سطر ما بعد سپيد مانده و تسلسل مضمون هم مقطوع است و به نظر مىآيد ، كه مضمونى فوت شده است . [ ( 7 - ) ] عين الشمس در ناحيت جنوب فسطاط مصر آرامگاه فرعون بود ( اصطخرى 57 ) .