عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

100

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

هفده برادر خود را بكشت ، و ملكش به هيچ [ 1 ] گونه نظام نگرفت . هر روزى مضطرب‌تر گشت . تا وى بنالنده [ 2 ] گشت از علت طاعون [ 3 ] و هيچ لذت نيافت از پادشاهى . و بس روزگار نيافت و هم از آن علت [ 4 ] طاعون بمرد . شهريار بن پرويز بن هرمز بن نوشيروان چون شهريار به پادشاهى نشست ، بسى روزگار نيافت ، كه از او اثرى بودى ، و به زودى كار او فيصل گرفت و بمرد ، و از وى تذكره نماند . كسرى بن پرويز بن هرمز بن نوشيروان چون كسرى به پادشاهى بنشست ، مرزبان خراسان قصد او كرد ، و هنوز پادشاهى بر وى راست نشده بود كه او را بكشت ، و اندك مايه روزگار يافت ، و ازو چيزى نيافتم كه ثبت كردمى . پوران دخت بنت كسرى چون پوران دخت بپادشاهى بنشست ، كار مملكت را نيكو ضبط كرد ، و زنى با دانش بود و رعيت را تألف كرد ، و همه رعايا ازو شاد بودند ، و مال بسيار بخشيد

--> [ ( 1 - ) ] اصل : بهج ؟ [ ( 2 - ) ] نالنده از ناليدن بمعنى فاعلى ناله كننده اما گاهى نالان و نالنده بمعنى رنجور هم آمده . [ ( 3 - ) ] اصل : تاعون . [ ( 4 - ) ] ب : كلمهء علت ندارد .