سلطان هاشم ميرزا ( پسر شاه سليمان ثانى )

97

زبور آل داود ( فارسى )

اجلال فرمودند . چون دوازده هزار استر و شتر پادشاهى كه حامل اين اثقال بودند ، در مدت محاصرهء قم ، از كمى عليق ، بسيار بىحال و ناتوان گشته بودند ، طى مسافت خراسان مشكل بود . كسان معتبر به دار السلطنهء اصفهان نزد ابو الفتح خان بختيارى حاكم اصفهان و به همدان نزد آقاسى خان قراقرلو و به جندق نزد حاجى صفى جندقى و به ساوه نزد محمد حسين خان حاكم و ميرزا عبد الحسين مستوفى و به [ سوس تقى ] « 1 » نزد على نقى خان ولد مصطفى خان بيگلربيگى به جهت ارسال دواب فرستادند . چنانچه در عرض بيست و پنج روز از اطراف ، موازى نه هزار شتر و استر رسيد . از آنجا كوچ فرموده از درب دار المؤمنين كاشان و قريهء نطنز وارد دار العبادهء يزد گرديد . چون در راه پشت بادام و خواجه حسن كه نزديك چهارده طبس است ، قريب به چهل فرسنگ آب و آبادانى ندارد و زمين ريگ است ، از يزد بنابراين شد كه به جهت حرارت هوا طى مسافت را به شب نمايند . به اين روش كه در سر هر قطارى دو مشعل مشتعل باشد تا رسيدن به منزل ديگر و با هر دو نفر يك استر رابيهء « 2 » آب همراه باشد . به اين نحو كه نصف رابيه‌داران از منزل خزانه « 3 » كه اول بيابان است يك روز قبل از حركت ، آب برداشته در ميان ريگ منتظر باشند و نصف ديگر همراه لشكر و بنه بوده تا محل رابيهء سابق رسند و استران رابيهء سابق به چشمهء خواجه حسن رفته به استعجال آب بر سر راه رسانند . به اين نهج حسن و تدبير و به فضل اللّه تعالى جميع لشكر و اهل توپخانه و بنه سالما از آن وادى غير ذى زرع « 4 » نجات يافته كه احدى تلف و متضرر نشد . الحمد للّه و المنة ، مع همراهان به قريهء فيض‌آباد كه سه منزلى مشهد مقدس است رسيدند و از آنجا ورود خود را به شاهرخ ميرزا اعلام فرمودند . دو طغرا مراسله ، در يك خريطه جواب رسيد . يكى آن كه از استماع ورود

--> ( 1 ) . چنين است در متن و در مجمع و شايد هم : شوشتر . ( 2 ) . مجمع : « و فى ده نفر يك استر راويهء آب همراه باشد » ص 105 - كلمهء راويه به معناى مشك بزرگ آب يا چهارپاى حامل مشك آب در متن به صورت رابيه آمده . در وقف نامه‌اى هم كه از نادر مانده باز به جاى راويه صورت رابيه نوشته شده ( ر ك نادرنامه ) . ( 3 ) . در فرهنگ جغرافى آباديهاى ايران چنين نامى نه به صورت خزانه يافتم نه به صورت خزنه يا به صور ديگر . ( 4 ) . اشارتى است به آيهء رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ ( سورة ابراهيم ، 37 ) .