سلطان هاشم ميرزا ( پسر شاه سليمان ثانى )

88

زبور آل داود ( فارسى )

شهربانو بيگم آن نواب بلقيس احترام * آن كه بر پا شد لواى شرع از آباى او آن فلك قدرى كه چون ابر بهار از راه جود * عالمى شرمنده و ممنون شد از آلاى او رفت از راه شرف زين بزم در ماه صيام * چون كه شد از بادهء عشرت تهى ميناى او « واهب » از پير خرد ، سال وفاتش خواستم * گفت « بادا عشرت‌آباد جنان مأواى او » * * * آن خديجه عصمت زهرا خصال * آن صفورا طينت بلقيس خو مرغ روحش بود طوبى آشيان * لاجرم زين خاكدان تابيد رو كلك « صافى » بهر سال رحلتش * گشت از پير خرد او راه جو از پى تاريخ با « احباب » گفت * « شد بهشت جاودان مأواى او » * * * شهربانو بيگم آن نواب خورشيد احتجاب * آن كه او را خوانده پير عقل بلقيس زمان در حريم عصمت او مهر ممنوع از عبور * در سراى عفت او زهره از نامحرمان كرد مرغ روح او در اول ماه صيام * عزم سير گلشن فردوس و گلگشت جنان قدسيان كردند استقبال روح پاك او * مرحبا بر لب ، حديث خير مقدم بر زبان زد به تاريخش رقم « واهب » چو داخل شد « صيام » * « عندليب روح او گرديد طوبى آشيان » « 1 » بعد از آن ، نادر شاه آن جناب را به سنهء اردلان « 2 » ، در حينى كه روانهء داغستان بود طلبيد

--> ( 1 ) . برابر عددى « صيام 141 » را بايد بر جملهء « مادّه تاريخ » افزود . مادّه تاريخها نشان مىدهد كه مرگ شهربانو بيگم در اول رمضان 1155 روى داده . ( 2 ) . همان كه امروز سنندج خوانده مىشود