سلطان هاشم ميرزا ( پسر شاه سليمان ثانى )

68

زبور آل داود ( فارسى )

نمود . و از شرف جهان بيگم ، لطيف بيك به وجود آمد و او را به علت شركت در قتل فريدون خان گرجى كه حاكم و صاحب اختيار مشهد بود ، در روز جمعه چهاردهم جمادى الاول سنهء 1193 « 1 » ، حسب الأمر شاهرخ ميرزا ولد رضا قلى ميرزا مكحول و در گوشه‌اى نشست . كاظم خان ولد ابراهيم خان كه از بدر شرف بيگم به وجود آمده بود ، او را شاهرخ ميرزا در سن شباب از هر دو چشم عاجز و در ارض اقدس مىبود و در عمى مشغول علم فقه و اصول و گاهى رياضى و هيأت ، در اوايل زاهد و عابد و متورع و متقى و محتاط ، در اواخر فاسق و فاجر و شارب الخمر و فاسد العقيده و در سنهء [ ] فوت شد و از او اولاد ذكور و اناث بسيار مخلّف شد . بعضى فوت [ شده‌اند ] و بعضى هستند . يكى از صبايا در حبالهء نكاح شاهرخ ميرزا [ بود ] و از او صبيه‌اى به هم رسيده كه در طبس زوجهء امير محمد خان ولد على مردان خان رنگويى بود . بعد از قتل او ، زوجهء امير حسن خان برادر او مىباشد و از امير محمد خان و امير حسن خان اولاد دارد . صبيهء ديگر كاظم خان زوجهء نصر اللّه ميرزا ولد اكبر شاهرخ ميرزا ، و صبيهء ديگر شاهرخ ميرزا كه از صبيهء كاظم خان به هم رسيده ، بيك جان اوزبك در وقتى كه مرو شاهيجان را مفتوح كرد ارادهء مشهد مقدس داشت و نادر سلطان ولد شاهرخ ميرزا كه در آن صاحب اختيار مشهد بود ، به جهت اصلاح ميانهء خود و بيگ جان اوزبيك از پدرش خواهش وصلت نمود . آن صبيه را به بيگ جان اوزبيك دادند و صباياى ديگر در مشهد و

--> ( 1 ) . تاريخ 1193 سال قتل فريدون گرجى نيست مگر آنكه چند سال پيش لطيف بيك به اتهام شركت در اين توطئه به حق يا ناحق كور شده باشد . زيرا قتل فريدون كه از طرف شاهرخ مأمور مراقبت از نادر ميرزا و نصر اللّه ميرزا بود ناشى از شرارت نفس نصر اللّه ميرزا بود كه امر و نهى فريدون را برنمىتافت . نصر اللّه ميرزا چون به محبوبيت برادر خود نزد پدر رشك مىبرد و ذاتا مرد بىتدبير پرخاشجويى بود همواره موجبات دردسر براى شاهرخ فراهم مىآورد . چنين بود كه شاهرخ او را به عنوان استعانت از كريم خان در دفع احمد خان درانى نزد كريم خان زند فرستاد و در خفا نامه‌اى به خان زند نوشت كه « او موجب قتل فريدون خان شده و مايهء آشوب است . هر چه توانيد مانع از بازگشت او به خراسان شويد ( مجمل التواريخ گلستانه تصحيح مدرس رضوى متن و تعليقات ) .