سلطان هاشم ميرزا ( پسر شاه سليمان ثانى )
62
زبور آل داود ( فارسى )
داراب آوردند . چون قلعهء حسنآباد داراب مدتى در تصرف متعلقان سيد احمد پادشاه بود و قدرى از اسباب كارخانجات او نيز در آنجا مىبود به آنجا وارد گرديد . چون اين خبر به اصفهان و شيراز و لار رسيد ، از اصفهان تيمور خان كرد و از شيراز محمد خان بلوچ و از لار حاكم لار با قريب ده هزار سوار و پيادهء بىشمار وارد داراب گرديدند . سيد احمد شاه در قلعهء حسنآباد محصور گرديد . مدت هشت ماه محصور بود . هر روز از قلعه بيرون آمده با افاغنه نايرهء جدال و قتال مشتعل مىساخت به مثابهاى كه دوست و دشمن بر دست و بازوى او آفرين مىگفتند . آخر به سبب قحط و غلا عاجز و بىدل شدن رفقا چنانچه بعضى از صاحب كاران او با افغان سازش كرده بودند كه هر اراده كه او مىكرد ، به افغان خبر مىرسانيدند . از بعضى ثقاة شنيده شده كه در وقتى كه در قلعهء حسنآباد چون حال خود را هر روز در ضعف و حال دشمن را در قوت مشاهده مىنمود ، خواست كه ميرزا عبد الأئمه برادر كوچك خود را به طرفى از اطراف بفرستد و بعد خود را به افاغنه زده آنچه مقدر باشد به ظهور رسد . نقبى از يك طرف به خارج قلعه زدند . در شبى كه مقرر بود كه ميرزا عبد الأئمه با چند كس از معتمدان از آن نقب بيرون روند همراهان او به افاغنه خبر دادند . چون ميرزا عبد الأئمه از نقب بيرون آمد ، افاغنه كه در كمين بودند ايشان را گرفته محبوس نمودند . فردا كس به پاى قلعه فرستادند كه سيد احمد شاه را بگوييد كه ما برادر شما را به قتل رسانيديم . چون سيد احمد شاه اين خبر را شنيد دانست كه كار همراهان است . دل بر كشته شدن داد و به مصداق « الغريق يتشبث بكل حشيش » به توسط تمور خان كرد و ضمانت او بر جان و آبروى سيد احمد شاه از قلعه بيرون آمد و با افاغنه ملاقات نمود . تمور خان كرد كه سردار دو هزار سوار بود ، او را در حمايت خود گرفته روانهء اصفهان گرديد . اشرف افغان چون از دلاورى و شجاعت سيد احمد شاه زياده بر شاه طهماسب در هراس بود و او را نيز وارث مملكت مىدانستند اول با عزت و آبرو با او ملاقات نمودند و در خانهء تمور خان فرود آوردند و بعد از آنكه تمور خان را خاطر جمع كردند كه او را نخواهد كشت ، تمور خان در محافظت و حمايت او بىپروا گرديد . بعد از چند روز ، به بهانهء ملاقات در باغ سعادتآباد