سلطان هاشم ميرزا ( پسر شاه سليمان ثانى )
54
زبور آل داود ( فارسى )
را محاصره نموده بودند مخبر شده و از شيراز نيز حاكم آنجا قريب به هزار سوار به آنجا فرستاد . قريب شش ماه جهرم را محاصره نمود . چون سيد احمد خان در نهايت شجاعت و تهور بود ، هر روز پشت قلعه جنگهاى مردانه مىكرد و جمعى كثير از افاغنه را به قتل مىرسانيد . در اين وقت خبر رسيد كه محمود كه پادشاه افاغنه بوده و در اصفهان مىبود ، بعد از قتل شاهزادگان صفوى ، جنونى بر او عارض شده در رجب 1137 ( يكهزار و يكصد و سى و هفت هجرى ) به دست بنى عم خود اشرف به قتل رسيد . بعضى از سرداران كه راضى به سلطنت اشرف نبودند و پسر محمود را مىخواستند نيز به امر اشرف به قتل رسيدند . از اين اوضاع ، افاغنه مضطرب شده دست از محاصرهء لار و جهرم كشيدند و در شيراز جمعيت نمودند . سيد احمد خان ، در شهر رمضان مذكور ، از جهرم برآمده رؤساى فسا و داراب و نيريز و اصطهبانات و خفر و غيره به قدر شش هزار سوار پياده بر سر او جمع شدند . در اين وقت ، خبر جمعيت سيد احمد خان در آذربايجان به شاه طهماسب رسيد و معاندين به عرض رسانيدند كه ميرزا سيد احمد خود پادشاه است و داعيهء سلطنت دارد و دشمن خانگى است . اول او را دفع بايد نمود . بعد كار دشمن خارجى آسان است . اين معنى خاطرنشين شاه طهماسب شده به فكر استيصال سيد احمد خان افتاده محمد خان شاملو را به حكومت كرمان و شاه ويردى خان چگينى اكراد را به سپهسالارى فارس [ منصوب نمود ] « 1 » و ارقام به سركردگان فارس نوشت كه ميرزا سيد احمد ياغى است . به اطلاع بر مضمون رقم مبارك جمعيت خود را از سر او متفرق نموده او را دست بسته به دست شاه ويردى خان بدهيد كه روانهء حضور نمايد . » شاه ويردى خان به حوالى نيريز و داراب رسيد . سيد احمد خان از محاصرهء جهرم برآمده و از كرمان ولى محمد خان ، برادر خود را با امير مهر على تزرج احمدى كه از سرداران بلوچ بود روانهء لار نمود . او خود را پيش از سيد احمد خان به قلعهء لار رسانيد . مستحفظين او را استقبال نموده داخل شهر گرديد . بعد از يك ماه سيد احمد خان از
--> ( 1 ) . متن : . . . شاملو را به حكومت كرمان و شاه ويردى خان . . . را سپهسالار فارس نمود . تصحيح قياسى .