سلطان هاشم ميرزا ( پسر شاه سليمان ثانى )

42

زبور آل داود ( فارسى )

ميرزا عبد اللّه ولد مير محمد حسين متخلص به مير اجرى بوده كه ذكر احوال ميرزا عبد اللّه مذكور عن قريب مسطور خواهد شد و اسم صبيهء ديگر معلوم حقير نيست . كيفيت احوال عالى جناب معلّى القاب ميرزا عبد اللّه خلف ارجمند اكبر مرحوم ميرزا محمد شفيع تولد آن جناب در سال 1042 بوده و در سفر دار السلطنهء قزوين و مازندران كه در ركاب ظفر انتساب نواب خاقان شاه عباس ثانى - انار اللّه برهانه - در بلدهء طهران به دار بقا رحلت نمودند و نقش شريف آن مرحوم مغفور را به آستانهء مقدسهء عرش درجهء امام ثامن على بن موسى الرضا نقل و در درب آستانه مدفون نمودند و آن عالىجناب در نهايت حسن و جمال و غايت عقل و كمال و صاحب شأن و جلال و مستجمع جميع محاسن صورى و معنوى و خوش‌خوى و نيك‌ذات و رحم‌پرور بوده‌اند و به طريق آباى عظام و اجداد كرام عالى مقام با مردم روزگار در نهايت خوبى به سر مىبرده‌اند و شعر را نيكو فرموده‌اند . و « مرعش » تخلص مىكرده‌اند كه ديوان ايشان مشهور و اشعار ايشان معروف است و در انشا و معما يد تمام داشته‌اند و در معقولات ماهر و [ صاحب ؟ ] خصايل پسنديدهء خالق و خلايق بوده‌اند . مشمول نظر عاطفت خاقانى گشته نواب عليهء عاليه مهد عليا زبيده بيگم - طاب اللّه ثراها - عزّ شرف بيگم را به عقد ازدواج ايشان درآورده و بنابر وفور قابليت و جوهر ذاتى خود ، در خدمت نواب خاقان معزّز و مكرّم گرديده انيس و جليس بزم همايون و در سلك آقايان منسلك بوده‌اند و تمام عمر خود را در خدمت نواب اشرف به مصاحبت و زندگانى به كامرانى گذرانيده‌اند . و از آن عالىجناب يك خلف ارجمند بىهمال عديم المثال موسوم به ميرزا محمد داود به وجود آمد و سه صبيهء محترمه : فخر جهان بيگم كه در حبالهء ميرزا عيسى وزير اصفهان خاله‌زادهء خود بود و در شهر محرم سنهء 1127 به دار بقا رحلت نمودند . تاريخى كه در فوت آن عليا جناب گفته شده اين است : « روح وى شد همنشين با فاطمه »