سلطان هاشم ميرزا ( پسر شاه سليمان ثانى )
36
زبور آل داود ( فارسى )
ملكه فرستاد و پيغام داد كه چون پسرم به شكار رفته طبخى نموده بودم . به جهت شما نيز حصه فرستادم كه تناول نماييد . چون طعام را به خدمت ملكه آوردند ، به اعتبار شوقى كه به اتمام دستمال داشت ، متوجه نگرديد . به گوشهاى ضبط نمودند تا سيد از شكار باز آمده دستمال تمام شده را به دست او داد . سيد در نهايت شوق نشسته طلب طعامى فرمود . ملكه گفت طعامى امروز والدهء شما به جهت من فرستاده اينك حاضر است و من در انتظار شما بودم . طعام را نيز [ براى ] سيد حاضر نمودند . چون لقمهاى از آن تناول فرمود احساس سم در آن نمود . دست كشيده داشت و در تدارك دفع آن شده سگ شكارى حاضر شد . قدرى از آن طعام و گوشت را نزد سگ ريختند . سگ چون بخورد على الفور بمرد . سيد مشار اليه با والده خشونت فرموده سخنان عتابآميز گفتند و در معالجه كوشيده ليكن سودى نداد و سيد به دار بقا رحلت نمود . برادر اعيانى خود ، مير شمس الدين را قائم مقام خود گردانيد . ششم : سيد حسن كه در محاربهء چلاويان شهيد شد و او را دو پسر بود سيد رضى الدين « 1 » و سيد اسد اللّه كه مدت بيست و يك سال حكومت آمل كرده . هفتم : سيد افضل الدين « 2 » كه او را دو پسر بود : يكى سيد محمد كه در مازندران به شهادت رسيده و ديگرى سيد على كه در آمل فوت شده و پنج پسر ديگر در صغر سن فوت شدهاند . كيفيت حال سيد فخر الدين بن امير كبير عليه الرحمة كه حاكم رستمدار بود و در كاشغر به شهادت رسيده در آنجا مدفون است . « 3 »
--> ( 1 ) . تاريخ طبرستان ظهير الدين مرعشى : سيد مرتضى - شايد هم نام كامل وى رضى الدين مرتضى بوده . ( 2 ) . ايضا : سيد ابو الفضل . ( 3 ) . ظهير الدين او را « كثير النكاح » خوانده و نوشته كه اولاد او در آملاند و سادات ديلم نبيرهء وىاند و مقبرهء ايشان در آمل است .