سلطان هاشم ميرزا ( پسر شاه سليمان ثانى )
28
زبور آل داود ( فارسى )
محاصره نموده مدّت دو ماه و چند روز ايام محاصره كشيد . بعد از آن ، سيد كمال الدين ، عماد الإسلام را كه در زمرهء علماى اعلام اسلام بود با تحف و هداياى لايقه فرستاده صلح نمودند . مذكور است كه امير تيمور ، به تاريخ چهاردهم شهر رمضان سنهء 806 از قشلاق قراباغ آذربايجان به سمرقند مراجعت كرده به واسطهء كفران نعمت كه در آن وقت از اسكندر شيخى به ظهور آمده بود پسران و خويشان خود را در قلعهء فيروزكوه مستحكم نموده خود به جنگل رستمدار گريخته بود . صاحبقران امر فرمود كه قلعهء مذكور را به تصرف درآورده اسكندر شيخى را نيز دستگير كرده به قتل رسانيدند و امير غياث الدين ولد امير كمال الدين را طلب كرده به ايالت سارى سرافراز نمود و سيد على برادر او را به آمل فرستاد . گويند در حينى كه خبر شكست امراى سلطان ابو سعيد ميرزا از معسكر حسن پادشاه به تاريخ شهر ربيع الثانى سنهء 872 در قراباغ به او رسيد ، امير غياث الدين محمد بن امير جلال الدين عبد الوهاب بن امير غياث الدين مذكور را به جهت تمهيد صلح فى ما بين نزد حسن پادشاه فرستاده قبول مصالحه نمود و سيد مشار اليه را منظور نظر عاطفت ساخته نشان ايالت سارى به او شفقت فرموده ارزانى داشتند . * ملخص كلام آنكه از مسماة تركمان خاتون همشيره يا صبيهء پادشاه مير عماد الدين كه چندگاهى حكومت هزار جريب كرده [ كه ] در حبالهء [ زوجيت ] او بود و ساير زوجات شانزده پسر داشته « 1 » : اول : امير عطاء اللّه كه در صغر سن فوت شده دوم : امير سيد على رشتهء ميرزا محمد داود است كه در سارى [ امير سيد على ] « 2 » فوت
--> ( 1 ) . در متن جمله مغشوش است بدينگونه : « . . . مير عماد الدين را كه چندگاهى . . . در حبالهء او بود . كلام نويسنده هم ابتر است هم نادرست . زيرا معلوم نيست چه كسى از تركمان خاتون ( تركان خاتون ؟ ) و ديگر زنان شانزده فرزند داشته و ظاهرا امير كمال الدين منظور بوده از آن گذشته عماد الدين حاكم هزار جريب نبوده و سيد عز الدين بوده و دختر سيد عز الدين زن سيد مرتضى بود پسر امير سيد على . ( 2 ) . زائد به نظر مىرسد .