سلطان هاشم ميرزا ( پسر شاه سليمان ثانى )

141

زبور آل داود ( فارسى )

بعد از سلطنت با ساير اخوان به نحو مذكور در محبس و بعد از استخلاص ، در خدمت والد ماجد ، مشغول تحصيل كمالات مىبودند . خط شكسته و نسخ را خوب مىشناختند و در نقاشى و تذهيب و جدول صاحب يد و از رياضى و نجوم و هيئت بهره‌مند و در علم سياق و موسيقى و معما و لغز ماهر و در اغلب صنايع يدى قابل . در روز شنبه پنجم شهر جمادى الأول سنهء 1182 ( يكهزار و يكصد و هشتاد و دو ) از مشهد مقدس حركت و اين حقير بىبضاعت محمد هاشم كه تولد در شب شنبه بيستم شهر صفر سنهء 1165 در مشهد مقدس اتفاق افتاد و نظر به محبّت اخوت و كثرت حقوق تعليم و تربيت ترك ملازمت ننموده در خدمت ايشان ، روانهء سمت عراق و بعد از ورود به دار العبادهء يزد متعلقان و منسوبان را به اصفهان فرستاده خود روانهء دار العلم شيراز كه مقرّ سلطنت محمد كريم خان زند بود شده آن پادشاه پنجاه كس به استقبال فرستاده با احترام تمام مكان و ميزبان تعيين فرموده مدت هفت ماه نهايت شفقت به عمل آوردند و بعد از ترخّص مقرّرى و مستمرّى ساليانه و انعام و اسب و خلعت داده روانه نمود . روز سه‌شنبه پانزدهم شهر صفر سنهء 1183 وارد اصفهان شديم . بعد از پنج ماه ، باز بر حسب فرموده ، روانهء شيراز . بعد از نهايت تلطفات بر مقررى و مدد معاش سابق افزوده و به نهج سال قبل انعام و خلعت و اسب سوارى داده . بعد از شش ماه مرخص فرموده خود به اصفهان و مشغول زراعت و فلاحت و ضيافت و صحبت بوديم . در سنهء يكهزار و يكصد و نود و چهار هجرى ناخوشى حمرهء شديدهء مخوفه به ايشان عارض شده بعد از معالجات و رفع مرض ، باصره نقصان پذيرفته به تدريج اتّساع و نزول به هم رسيد . قدح ( ؟ ) و معالجه ابارجات و غيره مفيد نيفتاده بينايى بالمرّه بر طرف ، روز و شب در نظر ايشان يكسان گرديد . مدت دوازده سال بدين منوال بقيهء عمر را به شكرگزارى و عبادت بارى به سر بردند . آخر الأمر ناخوشى ديگر عارض شد كه اطبا آن را ديابيطس « 1 » گويند و در روز پنج‌شنبه غرهء شهر شعبان 1207 ( يكهزار و دويست و هفت ) ، شش روز

--> ( 1 ) . تصحيح قياسى . متن : ديابنطس . ديابيطس يا ديابت همان بيمارى معروف به بيمارى قند است كه يكى از عوارض آن كورى است .