سلطان هاشم ميرزا ( پسر شاه سليمان ثانى )
110
زبور آل داود ( فارسى )
اطلاع ، در دفع و رفع و قلع و قمع او كوشيده خوددارى ننموده لازمهء دولتخواهى به عمل آوريم و هرگاه خلاف يكى از اين مراتب به ظهور رسد به لعنت خدا و سخط پادشاهى و در دنيا و آخرت روسياه و محروم از شفاعت رسول اللّه خواهيم بود و اين چند كلمه به جهت حجت قلمى گرديد . « تحريرا فى يوم الجمعه سابع شهر صفر المظفر سنة 1163 » * بعد از طى اين امور ، امرا و سرداران در قتل شاهرخ ميرزا مكرر به عرض اقدس رسانيدند و بندگان اقدس قبول نمىفرمودند و كمال تحاشى و انكار مىفرمودند كه از ما به ذوى الأرحام اذيت نخواهد رسيد . به محمد رضا بيك ايشيك آقاسى قديم خود فرمودند كه با دويست جوان جزايرچى فيلى كه از عراق در ركاب سعادت انتساب آمده بودند و از جملهء فدويان بودند برداشته در درب و اطراف حرم او روز و شب در كمال احتياط و انضباط به كشيك متوجه باشند و به غير از پنج نفر خواجه سرا ديگر كسى را اذن دخول و خروج ندهند مگر به حكم جديد . محمد رضا بيك مزبور به خدمت مسطور مقيد گشته سرگرم مىبود . جلوس نوّاب فردوس مآب شاه سليمان ثانى بر سرير سلطنت و كامرانى روز ديگر كه خسرو خاور بر تخت فيروزهفام فلك برنشست ، تمام امرا و سرداران پايتخت خسروانى ، با زيب و زينت فراوان ، بر در كرياس سپهر اساس اجتماع نموده منتظر سرافرازى كرنش زينت بخش سرير تاجدارى و مترصّد طلوع اشعهء نيّر سپهر شهريارى و به زبان حال مترنّم اين مقال بودند : همه چشميم تا برون آيى * همه گوشيم تا چه فرمايى عجالة جلوس آن حضرت را بر سرير سلطنت در بيستم شهر محرم قرار داده بودند ليكن سرانجام جشن و ترتيب خلاع و جواهرات هنوز نشده بود و حرمت شهر محرم نيز محفوظ بود . منجمين در نهم شهر صفر مقرر نمودند . هر چند راى بندگان اقدس در