سلطان هاشم ميرزا ( پسر شاه سليمان ثانى )
102
زبور آل داود ( فارسى )
مىباشند و فى ما بين قرآن مجيد و امام ثامن ضامناند « 1 » و ديگر آنكه به تحقيق مسموع شد كه اهل عراق و آذربايجان و قلمرو [ عليشكر ] و فارس متفقا مانع آمدن ايشان بودند . چنانچه نهايت آرزو و تمنّاى سلطنت از ايشان نموده بودند و دست رد بر سينهء جملهء ملتمسين و مستدعيان زده در نهايت محبت و شفقت اين دولت و كنز عظيم را از دست چندين هزار اشرار و طرار مستخلص نموده از چنان دشت بىآب و آذوقه سالما غانما گذرانيده جميع آنها را تسليم شما نمود . با وجود اين مراتب ، ظهور ارادهء شما « 2 » باعث يأس كلى سرداران و لشكريان گرديده نتيجهء زوال دولت خواهد بود . هرگز اين اراده صلاح دولت نيست . بعد از شنيدن اين جواب ، شاهرخ ميرزا متبسم شده اظهار نمود كه غرض من امتحان تو بود . معاذ اللّه چه معنى دارد . شخصى را كه من به منزلهء پدر خود مىدانم و تقويت دولت خود را از او مىجويم و در حق چنين كسى كه اين همه اعانت و نيكى به من نموده چنين اراده كى نمايم ؟ ذكر اين سخن را نزد كسى نخواهى نمود . بعد از اين گفتگوها ، بهبود خان را از خلوت مرخص فرموده فردا در وقتى كه همهء امرا در نزد او حاضر بودند ، روى خود به جانب بهبود خان كرد و گفت خبر آمدن اوزبك از سمت [ حيات شادمان ] « 3 » از طريق درياى آمويه به سمت خراسان رسيده . چون مروچاقان « 4 » و اتك محل اقامت توست و قريب آن اماكن است ، تو با قوم تاتار الوس خود روانهء آن سمت شده در آنجا ساخلو باش . بهبود خان در جواب عرض نمود كه الوس من پنج هزار كساند . در آنجا ، مواجب و سيورسات اين جماعت از چه ممر و از كجا مقرر
--> ( 1 ) . مجمع : اول به جهت آنكه در سنّ و كمالات صورى و معنوى آن جناب بر شما رجحان تمام دارند و صلهء رحم شمااند . به علاوهء فى ما بين شما و ايشان . ( 2 ) . مجمع : با وجود اينها ظهور ارادهء شما باعث . . . - متن : ارادت شما . ( 3 ) . چنين است در مجمع التواريخ و مجمل التواريخ و متن زبور آل داود . ظاهرا منظور همان « حصار شادمان » است كه اصلا « شومان » خوانده مىشده و كمكم به « حصار شادمان » يا به اختصار به « حصار » شهرت يافته ( ر ك سرزمينهاى خلافت شرقى ( ترجمه و نشر كتاب 1337 ) ص 468 ) . ( 4 ) . مروچاق يا به صورت درستتر مروجق به معناى مرو كوچك ( مروچه ) در مقابل مرو اصلى يا مروشاهجان ( شاهگان ) . مروچق را در قديم مرو الرود مىگفتند ( ايضا سرزمينهاى خلافت شرقى ) .