محمد محسن مستوفى

75

زبدة التواريخ ( فارسى )

خان استاجلو و لوندخان گرجى را كه خود آمده بودند با جمعى از سپاه بر سر قلعهء كله سن كوره سن فرستاده و همچنين بر سر هر قلعه جمعى از قشون را مأمور كرده ، قلاع را تماما محاصره نموده اول قلعه كه به تصرف درآمد ، قلعهء كيش بود و بعد از آن قلاع ديگر هر يك را اهل آنجا به تصرف اولياى دولت قاهره داده ، درويش محمد خان كه حاكم آن ولايت و سركردهء همه بود و به قلعهء كله سن كوره سن رفته بود « 1 » ، چون دانست كه قلاع « 2 » به تصرف قزلباش درآمده خوف كرده با چهار نفر از قلعه فرار كرده ، بيرقلى نام شخصى كه از مردم آن ولايت بود ، در عرض راه شب بر سر درويش محمد خان رفته او را كشته سر او را آورده تمامى ولايت شكّى به تصرف درآمده . [ 370 ] تسخير ولايت بغداد - بعد از آنكه ذوالفقار ولد نخود سلطان كه حاكم كلهر بود مخالفت و طغيان ورزيده ، ابراهيم سلطان موصلو نبيرهء صوفى خليل تركمان كه حاكم بغداد بود به حيله و تزوير كشته ، بغداد را تصرف نمود و جمع كثيرى از اقوام و اقرباى خود را به قتل رسانيده عراق عرب را تماما به تصرف [ درآورد ] . در سنهء 935 ق / 1528 م رايات جاه و جلال به عزم استرداد « 3 » بغداد حركت كرده ، چون به حوالى بغداد رسيده ذوالفقار ولد نخود سلطان مزبور تدارك قلعه دارى ديده ، و به قلعه دارى پرداخته ، بعد از ورود قشون قزلباش و محاصرهء بغداد ، هر روزه بيرون آمده محاربه و مجادله نموده تا آنكه برادران ذوالفقار مزبور از راه غيرت و صوفيگرى نظر به نمك به حرامى و كفران نعمتى كه ذوالفقار كرده بود شب بر سر او رفته و ذوالفقار را كشته ، روز ديگر سر او را آورده التماس اهل بغداد را كرده به درجه قبول افتاده ، جار زده و قدغن كردند كه احدى از سپاه متعرض احدى از اهل بغداد نشده ، هر كس در جاى خود متمكن بوده مطمئن باشد و داخل بغداد شده بغداد را تصرف و حاكم تعيين نموده به سبب شدت حرارت و گرمى هوا توقف نفرموده ، عنان عزيمت به صوب عراق معطوف داشته مراجعت فرمودند . تسخير گيلانات كه در زمان نواب جنت مكان مفتوح شد - بيه پس كه در تصرف خان احمد پسر سلطان حسن پسرخان احمد ماضى پسر سلطان حسن پسر سلطان كاركيا سلطان پسر ناصر كياى پسر سيد محمد پسر مهدى كياى پسر على كيا كه ابتداء دولت اين خانواده از اوست و خان احمد كه به يمن دولت و تربيت نواب شاه جنت مكان در كل گيلانات

--> ( 1 ) - ملى ، آ : بودند ( 2 ) - د : قلعه ( 3 ) - آ : سير