محمد محسن مستوفى

50

زبدة التواريخ ( فارسى )

مردم آنجا الياس بيگ حاكم خود را كشته ياغى شده بودند ، رايات جاه و جلال حركت و بر سر قلعهء گلخندان رفته ، در دويم شهر شوال آن سال قلعه را گرفته قتل و غارت بسيار كرده قلعه را خراب كردند . فتح ولايت آستارا : بعد از فتح فيروزكوه بر سر قلعهء آستارا رفته « 1 » يك ماه قلعه را محاصره كرده ، هر روز حسين بيگ جلاوى « 2 » و مراد بيگ جهانشاه « 3 » از قلعه بيرون آمده جنگ مىنمودند و باز به قلعه مىرفتند ، تا آنكه قزلباش ملجاء شده آب را بر اهل قلعه بستند . از تشنگى حسن بيگ و مراد از قلعه بيرون آمده تبعهء مراد بيگ را سوزانيده « 4 » گوشت ايشان را خوردند ، و باز اهل قلعه اطاعت نكردند . سپاه قزلباش از محاصره عاجز شده يورش به قلعه آورده قلعه را گرفتند و قريب به سى هزار كس در آن يورش كشته شدند . فتح ولايت دار العباد يزد : بعد از فرار سلطان مراد ، نواب شاه اسمعيل حكومت دار العباد يزد را به حسن بيگ لله داده و حسن بيگ نايب فرستاده . وزير يزد نايب حسن بيگ را در حمام كشته بعد از آن تبعهء او را قتل كرده ياغى شده ، چون در جمادى الاولى همان سال نواب شاه اسمعيل خود حركت بر سر قلعهء يزد رفته تا ماه رمضان آن سال در پاى قلعهء يزد نشسته همه روزه محاصره نموده تا قلعه را گرفته ، رئيس محمد سركردهء آنجا را كه باعث و بانى « 5 » بود سوزانيده « 6 » ، يزد را تصرف و از آنجا حركت فرمودند . فتح ولايت طبس : بعد از فتح يزد به ايلغار تمام به تاخت محال طبس رفته ، قريب به هفت هزار كس از مخالفان در آن تاخت به قتل رسيده آن ولايت را گرفته ، بعد از آن رقم به اطراف نوشته كه هر كس در جنگ سلطان حيدر بوده و با مخالفان « 7 » موافقت كرده در هر جا باشند ، قتل نمايند . فتح ولايت ديار بكر : بعد از فرار نمودن اعلاء الدوله ذوالقدر به كوهستان و تاخت و تاراج و قتل و غارت قزلباش جماعت ذوالقدر را ، و مراجعت نمودن شاه اسمعيل از حدود قيصريهء روم بعد از فتح و نصرت به آذربايجان ، امير بيگ موصلى كه مدتى والى ديار بكر و موصل بود ، با تبعه و اقوام و اويماق موصلو تماما با هدايا و تحف و پيشكش

--> ( 1 ) - د : رفته افتاده است ( 2 ) - لب التواريخ ، ص 398 : حسين كياى جلاوى و ملك : چلاوى ( 3 ) - د : جهانشاهلو ( 4 ) - آ : شورانيده ( 5 ) - د : ياغى ( 6 ) - آ : شورانيده ( 7 ) - ملى : و مخالفان را