محمد محسن مستوفى

19

زبدة التواريخ ( فارسى )

محسن از الواط مشهد بود ، عليه محمد امين آقا و محمد تقى آقا قيام مىكند و خود بر مسند قدرت مىنشيند « 1 » و اين يكى هم سرانجام مغلوب ملك محمود سيستانى مىشود كه در مشهد ادعاى سلطنت كرد و سكه به نام خودش زد « 2 » . لكهارت مىگويد كه سيمئون ) آوراموف ) Semeon Avramov ( كنسول روسيه در رشت كه در دربار طهماسب دوم سمت منشى دولت روسيه را داشت و به هنگام تلاش طهماسب براى گرفتن مشهد از دست ملك محمود در اردوى طهماسب بوده است ، اظهار محمد محسن را در مورد ارتباط فتحعلى خان قاجار سردار سپاه شاه طهماسب با ملك محمود سيستانى ، تأييد مىكند : « آنچه محمد محسن دربارهء فتحعلى خان قاجار آورده كه چگونه وى پس از برافراشتن علم طغيان به طهماسب ملحق گرديد و براى خود و ديگر سركردگان عشيرهء خود مناصب عالى به دست آورد و بعد با ظهور نادر مقتدرتر از خود ، عرصه را ترك گفت اهميتى خاص دارد . محمد محسن بر خلاف ميرزا مهدى « 3 » حقيقت را عريان ساخته كه سركردهء قاجار با ملك محمود سيستانى دست در كار مكاتبه‌اى خيانت آميز بود و گفتهء وى را در اين باره سيمئون آوراموف ، كه با وضعى كه داشت مىتوانست به كنه حقايق وقوف به هم رساند ، تأئيد مىكند . « 4 » » مجمع دشت مغان و انتخاب نادر به عنوان شاه ايران در زبدة التواريخ كاملا يك طرفه منعكس شده است . محمد محسن هم مانند ديگر نويسندگان دستگاه نادر سعى كرده است اين اجتماع و به سلطنت رسيدن خان افشار را طبيعى جلوه دهد « 5 » . « . . . همگى اعزه و اعيان و اجله و اذله و سرخيلان و وضيع و شريف عرض و استدعا نموده ، دست اطاعت بر سينهء قبول گذاشته رضا نامجات به خطوط و امهار خود نوشته مسجل به سجلات تمامى گردانيده « 6 » . حلقهء اطاعت و بندگى در گوش قبول كشيده همگى به شرف پابوس اشفاق شاهنشاهى مشرف « 7 » . . . » . اين در حالى است كه گزارش كسانى كه به نوعى از محدودهء خشم نادر فاصله داشته‌اند از اعمال فشار ،

--> ( 1 ) - ص 176 همين كتاب ( 2 ) - ص 178 همين كتاب ( 3 ) - منظور ميرزا مهدى خان استر آبادى مؤلف جهانگشاى نادرى است . ( 4 ) - لكهارت ، انقراض سلسلهء صفوى ، ص 558 - 557 ( 5 ) - مروى ، محمد كاظم : عالم آراى نادرى ، تصحيح محمد امين رياحى ، كتابفروشى زوار ، تهران 1364 ش ، چاپ اول ، ج 2 ، ص 8 - 446 . جهانگشاى نادرى ، ص 72 - 266 ( 6 ) - براى اطلاع از متن وثيقه نامهء دشت مغان ر . ك فلسفى ، نصر الله : « چند مقاله تاريخى » مجلهء توشه ، سال اول 1327 ، شماره 2 ، ص 254 ( 7 ) - ص 166 همين كتاب