محمد محسن مستوفى
17
زبدة التواريخ ( فارسى )
شريفه بنابر اغراض نفسانى خود راضى به رفتن خراسان نبوده ، از راه عداوت با فتحعلى خان دست از صلاح دولت و دين برداشته در مقام عداوت و نفاق با فتحعلى خان درآمده ، به مقتضاى تقديرات آسمانى تدابير چند نمودند كه تفصيل آن باعث طول كلام مىشود . بالاخره اسناد خيانت به او دادند كه خود ارادهء سلطنت دارد . طبع نواب اشرف را به آن جهت منحرف ساخته ، به مرتبهاى طبع مبارك رنجانيدند كه از او خايف شد . . . غرض كه ميرزا رحيم حكيم باشى و ملا محمد حسين ملا باشى و محمد قلى خان قورچى باشى اتفاق كرده ايستادگى نمودند تا آنكه روز پنجشنبه ماه صفر سنهء 1133 بود كه طرف عصرى نواب اشرف بيرون آمدند و الله ويردى بيگ ناظر را فرمودند كه رفته فتحعلى خان را گرفته مقيد و محبوس و اموال او را به جهت ديوان ضبط كردند « 1 » » . نام فرماندهء شورشى ابدالى كه هرات را تصرف كرد و در چند جنگ لشكرهاى اعزامى از اصفهان را شكست داد ، در همهء منابع اسد الله ذكر شده است ، اما محمد محسن او را سعد الله معرفى مىكند و بايد دانست كه مؤلف زبدة التواريخ نزديكترين گزارشگر به صحنه بوده است . حتى يك بار پس از شكست فتحعلى خان تركمان از سعد الله در حوالى جام كه ابداليها مشهد را محاصره مىكنند ، محمد محسن در مشهد بوده است و توصيف مىكند كه چگونه بدون وجود لشكر و فرماندهى در مشهد ، بر اثر مقاومت اهالى شهر سعد الله مجبور به بازگشت به هرات مىشود . « 2 » منابع مشابه اين واقعه را ضبط نكردهاند . با اين توضيح به نظر مىرسد اظهار لكهارت مبنى بر اينكه محمد محسن نام سردار ابدالى را در كتاب خود اشتباه ذكر كرده است « 3 » درست نباشد ، زيرا او از نزديك در جريان وقايع مربوط به ابداليهاى هرات قرار داشته است . مؤلف زبدة التواريخ در محاصرهء اصفهان در اين شهر حضور داشته و گزارشهاى او از اوضاع شهر و شدت قحطى و گرسنگى مردم اگرچه اندك است ، اما ارزش تاريخى دارد . محمد محسن ضمن تمجيد از نقش رستم خان قوللر آقاسى در جنگ شهرستانه توضيح مىدهد كه هنگام بازگشت قزلباشان شكست خورده به اصفهان ، چگونه شاه سلطان حسين تا صبح در بيرون كاخ بود ، و ديگران مشغول ساختن سنگر براى جلوگيرى از هجوم افغانها به
--> ( 1 ) - ص 125 همين كتاب ( 2 ) - ص 121 همين كتاب ( 3 ) - انقراض ، سلسلهء صفويه ، ص 112