صدر الدين علي بن ناصر الحسيني ( مترجم : رمضان على روح الهى )
58
زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى )
آن را گرفت و بوسيد و بر آن نشست . خليفه از قباى يمنى خويش ياقوت سرخى ، كه از آن بنوبويه بود ، « 1 » و دوازده دانه مرواريد گرانبها بهدرآورد و پيش روى سلطان نهاد و گفت كه خديجه خاتون ، همسر خليفه ، اينها داده است ، و از او خواست كه آن گوهرها بپذيرد . سلطان هم پوزش خواست كه ازو عقب مانده بود . پس از چندى خليفه به بغداد رخت اقامت كشيد و بدانجا درآمد و لشكر به گردش فراهم آمدند . سلطان هم از اسب پياده شد و زينپوش اسب خليفه تا به نزديك دار الخلافه برد . اميران بزرگ هم همگى پياده شدند . سلطان لگام استر خليفه را گرفت و لگامبهدست پيشاپيش خليفه مىرفت تا به در حجره رسيد ، و اين پنج روز مانده از ذى القعده بود . خليفه در چنين روزى از سرايش بهدرآمده و ازاينرو يك سال تمام از بغداد به دور مانده بود . بدينسان مرزهاى خلافت قوام يافت و سلطان نيز برنشست و به طلب بساسيرى برآمد و او را بگرفت و به قتل آورد و سرش به بغداد برد تا بر تنهء همان نخلى بياويزد كه بساسيرى وزير خليفه را بدان آويخته بود . « 2 » زان پس اميران عرب همگى به اطاعت به بارگاه سلطان بيامدند . سلطان هم دخت كريم امير المؤمنين القائم بأمر اللّه را با كابين صدهزار دينار به زنى گرفت ، و زفاف در شب دوشنبه پانزدهم صفر سال چهارصد و پنجاه و پنج در خراسان بود . « 3 » يكچند پس از آن سلطان در پنجم ربيع الاخر سال چهارصد و پنجاه و دو از بغداد برفت . سلطان اعظم ركن الدنيا و الدين ابو طالب طغرل بن ميكاييل بن سلجوق - كه خدايش بيامرزاد - روز آدينه ، هشتم ماه رمضان سال چهارصد و پنجاه و پنج در هفتادسالگى درگذشت . از وزير عميد الملك ابو نصر كندى منقول است كه از سلطان سال زادهشدنش پرسيدند ، و او گفت كه اين در آن سال بود كه فلان خان در ماوراء النهر خروج كرد . چون او بمرد ، اين مدّت را محاسبه كردند و هفتاد سال تمام شد . از قاضى ابو بكر نيشابورى هم نقل كردهاند كه عميد الملك كندرى به دو گفته است كه سلطان مرا گفت كه : « در آغاز كارم در خراسان خواب ديدم كه مرا به آسمان
--> ( 1 ) . اين عبارت مطابق نصّ نسخهء خطى ، و نه متن مصحّح دكتر نور الدين ، ترجمه شده است . نصّ نسخهء خطى : و اخرج الخليفة من قبائه الخيل الياقوت الاحمر الذى كان لبنى بويه . متن مصحّح دكتر نور الدين : و اخرج الخليفة من قبائه الحبل ياقوت الاحمر الذى كان لبنى بويه - مترجم فارسى . ( 2 ) . درخصوص رخدادهاى مربوط به بساسيرى در بغداد و عراق ، نك . به : ابن اثير 9 / 229 - 223 و ابن جوزى 8 / 197 - 190 و بندارى 18 - 15 و ابن عبرى 1 / 309 و 315 - 313 و ابن وردى 8 / 226 و راوندى 171 و بعدى . ( 3 ) . او دخت خليفه ، سيّدة النساء بود . مراسم ازدواج در تبريز صورت گرفت كه زير فرمان طغرل بود . نك . به : ابن اثير 10 / 8 و ابن جوزى 8 / 226 ؛ در راوندى ( 176 ) اين گونه است كه او خواهر خليفه است .