صدر الدين علي بن ناصر الحسيني ( مترجم : رمضان على روح الهى )

45

زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى )

هم لشكرى بسيجيد و سوباشى را ، كه از مرغى جبون‌تر بود ، بر سر ايشان گماشت . او يكچند به نيشابور بماند ، و در اين مدت سلجوقيان راه بر مردمان مىگرفتند و كالاى قافله‌ها مىبردند تا در اطراف تشويش افتد و اميران سلجوقى بر آن نواحى چيره آيند . اين ببود تا امير جقر بك از گرانى قيمت‌ها كه مسلمانان بدان گرفتار بودند ، آگه شد و به دشت باورد « 1 » بازگشت و اين تنگ‌حالى به فراخ‌بالى بدل كرد . سلطان مسعود بن محمود بن سبكتكين هم كه مىخواست تا به خراسان رود ، از آنجا كه علوفهء سپاه اندك بود ، زمستان را در بست و تكيناباد بماند . سوباشى نيز به هرات پناه برد . « 2 » يكچند پس از آن امير جقر بك به ناگهان بر مرو بتاخت و در آنجا مقام كرد ، كه سوباشى با سپاهى گران و خروشان به جانب وى شتافت و سه روزه راه به دو رسيد . امير جقر بك از برابر سوباشى گريخت و آهنگ ازكاه و شاوشكان نمود و امير جوزجانان را كه بر او تاخته بود ، شكست داد و سپاهش پراكند . امير جوزجانان را پس از جنگ كشته يافتند « 3 » و سوباشى كه اين خبر شنيد ، خواب از سرش پريد و دل از دنيا بريد ، و هم دراين‌حال سپاهيان سلجوقيان در اطراف خراسان پراكنده بودند . اين زمان نامه‌هاى فريادخواهانهء سورى پياپى به سلطان مىرسيد و سلطان هم ازاين‌رو به سوباشى نامه كرد كه : « من ايالت خراسان به تو داده‌ام تا پرنده از نخلش

--> مارس سال 1038 م اعلان شد كه تركمانان در اوايل فصل زمستان طالقان و فارياب را تاراج ، و رى را محاصره كرده و سپهسالار تاش‌فراش ( طاش‌فراش ) را كشته‌اند ( بيهقى 582 - 581 ) ، و در آوريل سال 1038 م سلطان مسعود به سوباشى فرمان داد كه به جنگى قاطعانه با تركمانان درآيد ، و در 30 ماه مه سوباشى با سپاهى گران پاى در راه سرخس نهاد : بيهقى 586 - 585 و 590 . ( 1 ) . باورد شهرى است در خراسان ، در ميانهء سرخس و نسا : ياقوت 1 / 333 . ( 2 ) . سوباشى به همراه بيست تن از غلامانش كه با او گريخته بودند ، پس از شكست از سلجوقيان در جنگ 10 ژوئيهء سال 1038 م در هرات پنهان شد . « جنگى رفت مرا با مخالفان كه از آن صعب‌تر نباشد ؛ از بامداد تا نماز ديگر . راست كه فتح برخواست آمد . ناجوانمردان يارانم مرا فروگذاشتند تا مجروح شدم و به ضرورت ببايست رفت - براين‌حال كه مىبينيد » : آنسان كه سوباشى در هرات در نامه‌اى به مسعود بازمىگويد : بيهقى 592 . بست ، شهرى است در ميانهء سيستان و غزنين و هرات ( ياقوت 1 / 419 - 414 ) . اين زمان ، شهر فالاى بست است در افغانستان . ( 3 ) . يورش جغرى بك در 6 آوريل ( نيسان ) سال 1039 م واقع شد . اندخود ( ازكاه ) شهرى است در ميانهء بلخ و مرو ، بر كنارهء بيابان ( ياقوت 1 / 260 ) . شاپورگان ( شاوشكان ) دهى است در مرو ، كه با آن چهار فرسنگ فاصله دارد ( ياقوت 3 / 316 ) و اكنون بشرقان است . جوزجانان و جوزجان نام شهرستان پهناورى است از شهرستان‌هاى بلخ در خراسان ، و در ميانهء مرو الرود و بلخ واقع است ( ياقوت 2 / 182 ) . در زمان مورد بحث ، انوشتكين نوبتى فرمانرواى جوزجانان بود .