صدر الدين علي بن ناصر الحسيني ( مترجم : رمضان على روح الهى )

37

زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى )

قدرت گرفت . « 5 » او صد سال بزيست « 6 » و شبى در خواب ديد كه آتش بول مىكند و زبانه‌اش تا به شرق و غرب جهان مىرسد . از خوابگزار تعبير آن بخواست ، و او گفت : « از تبارت پادشاهانى در جهان آيند كه تا دوردست آن را مالك شوند » . امير سلجوق در جند جان داد و فرزندانى برجاى نهاد كه همان امير ميكاييل و امير موسى و امير يبغو ارسلان ، معروف به اسراييل ، بودند « 7 » و مسكنشان در ماوراء النهر ، در جايى به نام نوربخارا بود . « 8 » امير ميكاييل در خدمت سلطان غازى يمين الدوله ابو القاسم محمود بن سبكتكين - كه

--> منزل مىكنند ، يعنى اسلام ، درنيايند ، ياراى ماندن نخواهند داشت و حرمت نخواهند ديد . چون سلجوقيان اين قرار نهادند ، كس به شهر خوارزمى « زنداك » ، كه نزديك چراگاه‌هايشان بود ، فرستادند و از والى آن خواستند كه عالم دينى نزدشان فرستد . او چنين كرد و با فرستادن هداياى فراوان براى اين نودينان آنان را بشارت گفت . آنان سال‌ها در آنجا ماندند و شمارشان فزونى گرفت . اسلام آوردن ايشان در حوالى سال 382 ه ( 992 م ) بود . نك . به : عتبى 1 / 176 . ( 5 ) . سلجوق و گروهش پس از اسلام آوردن به تعقيب كارگزاران يبغو در ناحيهء جند برآمدند و او را از ماليات‌گيرى از ساكنان آنجا بازداشتند . اندك زمانى بعد ، سلجوق لقب شاه غازى مىگيرد : ابن اثير ( 9 / 163 ) . ( 6 ) . بنابه گفتهء ابن اثير ( 9 / 163 ) سلجوق 107 سال زندگانى كرد . ( 7 ) . در رشيد الدين ( 2 / 5 ، 5 ) سلجوق را پنج فرزند است : اسراييل ، ميكاييل ، موسى يبغو ، يوسف و يونس . در ابن عبرى ( 1 / 293 ) ميكاييل ، موسى يبغو ، ارسلان . در راوندى ( 146 ) اسراييل ، ميكاييل ، يونس و موسى يبغو . در اينجا نام‌هاى تورانى فرزندان سلجوق ، كه برخى ريشهء مسيحى براى آن‌ها قايل‌اند ، نظرگير است . دانلوپ ( DUNLOP ) ( 261 - 260 ) آن‌ها را از ريشهء يهودى ، و دخيل در زبان مسلمانان مىداند . دانلوپ علت ظاهرى آن را رسوخ آيين يهود در ميانهء خزران ، كه غزان را زير سلطهء خود داشتند ، مىداند . زكريا قزوينى ( 587 ) مىگويد كه غزان امت عظيمى از تركان هستند كه ترسايند و پرستشگاه دارند . دانلوپ ( 261 ) تصور مىكند كه احتمال دارد اين كنيسه بوده باشد . ( 8 ) . پيش از راندن كارگزاران يبغو على از جند ، سلجوقيان مىكوشيدند تا از دشمنى ميان سامانيان ( 1005 - 819 م ) ، فرمانروايان خراسان و ماوراء النهر ، و قراخانيان ( 1211 - 992 م ) ، كه بر بخشى از ماوراء النهر و تركستان خاورى سلطه داشتند ، بهره گيرند ؛ وقتى قراخان ستوق بغراخان عبد الكريم ( درگذشته به سال 956 - 955 م ) بخارا را از سامانيان گرفت ، سلجوق فرزندش ارسلان را براى يارى سامانيان فرستاد . گرديزى ( 64 ) به كمك سلجوق به شاه سامانى ، اسماعيل دوم نوح المنتصر ( 1005 - 1000 م ) ، در سال‌هاى 1003 و 1004 م بر ضدّ ايلك خان نصر اشاره مىكند . ابن اثير ( 9 / 163 ) و گرديزى ( ص 49 و بعدى ) نيز چنين مىكنند . در اوايل سال 1005 م دولت سامانيان ساقط شد و سرزمين‌هاى آن ميان قراخانيان و غزنويان تقسيم شد . اين زمان ، در اين گوشه از دنياى اسلام ، سلجوقيان نشيمن داشتند و با مسلمانان هم‌پيمان بودند . بدينسان ، ارسلان دخت فرمانروى قراخانى بخارا ، على تكين بن قراخان ، را به زنى گرفت و فرزندان ميكاييل ، ابو طالب طغرل بك محمد و ابو سليمان جغر بك داود ، از جانب ارسلان براى خدمت نزد على تكين روانه شدند و در نور بخارا منزل كردند : بندارى ( ص 55 ) و ابن اثير ( 9 / 163 ) و ابن جوزى ( 8 / 233 ) و جوزجانى ( 1 / 118 ) . نور ( اين زمان ، نور عطا ) در شمال بخارا واقع است و به جهت رباطهاى بسيارش موقعيتى راهبردى دارد . نك . به : ياقوت 5 / 310 .