صدر الدين علي بن ناصر الحسيني ( مترجم : رمضان على روح الهى )
111
زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى )
جدا شدند و به صلح رضايت دادند و كار بر اين قرار كردند . « 1 » يكچند پس از آن ، اين صلح فسخ شد و در ميانهء ايشان جنگى به رى رفت . « 2 » سلطان محمد به رى درآمد و از آنجا به اصفهان رفت و در حصار بركيارق درآمد و زين حصار بسى سختىها ديد . « 3 » ملك مودود بن اسماعيل كه از سلجوقيان بود و خدايگان ارّانيه ، اين بديد و با او پيغام كرد و بر عهده گرفت كه گر سلطان محمد به نزديك وى رود ، ياريش كند . سلطان محمد هم از حصار بهدرآمد و رهسپار ارّانيه شد ، اما پيش از رسيدن وى ملك مودود جان سپرد . سلطان محمد به ارّانيه درآمد و به لشكر آنجا نيرو يافت « 4 » و رو سوى ركن الدين بركيارق نهاد ، كه از بهر جنگ با وى رو به راه نهاده بود . آن دو در جمادى الاخر سال چهارصد و نود و شش بر در دوين با هم روياروى شدند ، كه سلطان محمد شكست خورد و به شهر آنى بگريخت . « 5 » پس از چندى آن دو با هم اتفاق كردند و بر اين صلح نمودند كه آنسوى نهر سپيد ، معروف به اسفيدرود ، و موصل و شام سلطان غياث الدين محمد را باشد و خراسان و ماوراء النهر آن سلطان معز الدين سنجر گردد و سلطنت عراق عرب و عراق عجم ملك سلطان ركن الدين ابو المظفر بركيارق باشد ، و پس از او سلطنت به
--> ( 1 ) . در چهارم ربيع الاول سال 495 ه محمد پس از انعقاد صلح با بركيارق از او جدا شد . به موجب اين صلح ، بركيارق سلطان و محمد شاه شد و سه نوبت براى وى مقرّر گشت و گنجه و توابع آن ، و آذربايجان و ديار بكر و جزيره و موصل از آن او گشت . ابن اثير 10 / 115 و ابو الفدا 2 / 215 . ( 2 ) . جنگ چهارم ميان محمد و بركيارق در 9 جمادى الاولى سال 495 ه رخ داد . محمد راهى رى شد و نوبت پنجگانه زدند و در آنجا با برادرش رودررو شد ، ولى شكست خورد و اموالش به تاراج رفت و با 70 سوار به اصفهان گريخت . ابن اثير 10 / 115 و ابو الفدا 2 / 215 . ( 3 ) . محمد پس از پناهندهشدن به اصفهان به مرمّت و استوارسازى بارو و ژرفكردن خندق شهر فرمان داد . اين زمان با او بيش از 1100 سوار و 500 پياده نبود ، و در همان حال سپاه بركيارق افزون بر پانزده هزار سوار بود . اين حصار تا 10 ذى الحجهء سال 495 ه بپاييد ، ولى محمد توانست حصار را بشكند و با 150 سوار بگريزد . ابن اثير 10 / 116 . ( 4 ) . مودود بن اسماعيل بن ياقوتى بن جغرى بك داوود بن ميكاييل بن سلجوق فرمانرواى بخشى از آذربايجان بود . سلطان محمد خواهرش را به زنى داشت و مودود از بركيارق خون پدر مىجست . محمد در ميانهء حركت ميان اردبيل و بيلقان از سپاهيان جدا افتاد و درحال شكار بود كه پلنگى بر او جهيد و بازويش را زخم زد . مودود هم در نيمهء ربيع الاول و در 22 سالگى درگذشت . ابن اثير 10 / 126 و بندارى 261 . ( 5 ) . جنگ پنجم ميان بركيارق و محمد در 8 جمادى الاولى سال 496 ه بر در خوى ، از شهرهاى آذربايجان ، و در هنگام غروب آفتاب رخ داد . محمد شكست خورد و رهسپار ارجيش ، از شهرهاى ارمنستان ، شد كه در چهل فرسنگى آوردگاه و از توابع خلاط بود . از آنجا به آنى و نزد خدايگان آن ، منوچهر برادر فضلون روادى ، رفت و سپس راهى تبريز در آذربايجان شد . ابن اثير 10 / 126 و ابن جوزى 9 / 134 .