عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
680
زبدة التواريخ ( فارسى )
واجب و لازم است كه به اندازه مساهمت « 1 » هركسى به دعاى دولت و دوام مدت او از ايزد تعالى درخواهند و در شناخت نعم و اداى شكر باقصى الغايه و الامكان « 2 » برسند ، چه ثبات نعمت به شكر موصول است و مردم ناسپاس به حول و قوت ( 1 ) خويش موكول ، قوله « مَنْ شَكَرَ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ * » « 3 » تشبث اين مقدمات قضيه اميرزاده قيدو است - غفر اللّه له - كه اگر آنچه از اين حضرت به نسبت او واقع بود با ياد خاطر آوردى كه به چه نوع تربيت او فرمودهاند ، در حالتى كه پدرش امير و اميرزاده سعيد شهيد پير محمد بهادر بر دست پير على تاز به قتل آمد . ( 2 ) حضرت سلطنت شعارى - خلد الله تعالى ملكه و سلطانه - لشكر كشيده كشندگان او را به عقوبت تمام هلاك گردانيد ( 3 ) و متعلقان و بازماندگان او را جمع كرده حكومت بلخ و آن نواحى به اميرزاده قيدو ارزانى فرمود تا جبر كسر آن احوال ( 4 ) كرد - چنان كه ذكر آن مشروح و مفصل به موضع خود بيان كرده آمده است - و بعد از آنكه كار او رونقى گرفت و ايل والوس و حشم پدرش جمع گشتند ، ممالك گرمسير و قندهار و بلاد سند « 4 » تا حدود ( 5 ) هندوستان به دو مسلم فرمود و در آن ديار قوت و شوكتى تمام گرفت تا به حدى كه اميرزاده قيدو پيش خضر خان كه حاكم اكثر بلاد هندوستان ( 6 ) است ، فرستاد كه خطبه و سكه در ممالك هند از قنوج « 5 » تا حدود ملتان « 6 » به نام من كنند . خضر خان پيشبندگى حضرت عرضه داشت فرستاد و صورت
--> ( 1 ) . ت : قدرت . ( 2 ) . ت : به درجه شهادت رسيد . ( 3 ) . ت : به قتل رسانيد . ( 4 ) . ت : احوالات . ( 5 ) . ت : « سند تا حدود » ندارد . ( 6 ) . م : هندستان . ( * ) قسمتى از آيه 40 سوره 27 . ( 1 ) مساهمت : مشاركت كردن ( آنندراج ) ( 2 ) - ص 40 ( 3 ) هركه سپاس دارد ، براى خويشتن مىدارد و هركه كفران كند پروردگارم بىنياز و كريم است . ( 4 ) سند : از ايالات غربى پاكستان ( دهخدا ) . در مورد جغرافياى تاريخى سند نگاه كنيد به لسترنج خلافت شرقى ص 355 . ( 5 ) قنوج : شهرى است كه محمود بن سبكتكين آن را گشود در ناحيه فرحآباد در 50 ميلى رود گنگ واقع است ( دهخدا ) . ( 6 ) ملتان : يا مولتان واقع در بالاترين شعبه رود سند واقع است ( لسترنج خلافت شرقى -