عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

636

زبدة التواريخ ( فارسى )

سوم صفر به دار السلطنه فرود آمد و در ربيع الاول سنه تسع عشر و ثمانمايه امير اعظم امير حمزه ترخان به رحمت حق رفت و برادرانش امير محمد صوفى از دار السلطنهء هرات و امير سيد احمد از اندخود به جهت تعزيت متوجه ماوراء النهر گشتند و به دار السلطنهء سمرقند رفتند و حضرت اميرزاده - مغيث الحق و الدين - الغ بيك گوركان - خلد الله ملكه - تفقد ايشان نموده شرايط پرسش « 1 » به جاى آورد و ايشان را متسلى گردانيده در جمادى الاول مراجعت نمودند ، به وقتى كه اميرك احمد با مخدوم و مخدوم‌زاده جهان و جهانيان مغيث الحق و الدين الغ بيك گوركان ياغى گشته بود - چنانچه ذكر آن گذشت - به جانب مغولستان رفت و از آنجا مراجعت نموده در كاشغر ساكن شده بود . چون به موجب فرموده ( 1 ) حضرت سلطنت شعارى متوجه خراسان شد - چنانچه شرح داده آمد - شيخ على طغايى را به نيابت خود در كاشغر گذاشته بود . بعد از آنكه اميرك احمد به خراسان رفت ، شيخ على پسر خود را به سمرقند ( 2 ) پيش شاه و شاهزاده اعظم - مغيث الحق و الدين - الغ بيك گوركان فرستاد اظهار يك جهتى و اخلاص و دولتخواهى اختصاص نموده روح امير بزرگ - انار اللّه برهانه - را شفيع ساخته كه اگر حضرت مخدوم‌زاده گناه مرا ببخشد و شفاعت قبول كند ، هركس را تعيين فرمايند به جانب كاشغر فرستند تا من مملكت به دو تسليم كرده متوجه آن حضرت گردم . اميرزاده اعظم الغ بيك گوركان - خلد الله تعالى ملكه - امير صديق و على تكريت ( 3 ) را مقرر فرمود كه بدان جانب روند . بر موجب فرمان روان گشتند . چون بدانجا رسيدند ، شيخ على طغايى ولايت بديشان تسليم نموده متوجه سمرقند شد . چون برسيد ، حضرت مخدوم‌زاده جهانيان - خلد [ الله تعالى ] ملكه - او را به تربيت و عنايت مخصوص و منصوص ( 4 ) گردانيد . ديگر هم در اين ايام بعد از آنكه حضرت سلطنت شعارى - خلد الله [ تعالى ] ملكه و سلطانه ( 5 ) - به دار السلطنه هرات نزول فرمود . ايلچيان نقش جهان پسر شمع جهان از ولايت مغولستان رسيدند و بيلاكات و تنسوقات آن طرف رسانيدند . اظهار

--> ( 1 ) . ت : فرمان . ( 2 ) . ت : « به سمرقند » ندارد . ( 3 ) . ت : مكريت . ( 4 ) . ت : « و منصوص » ندارد . ( 5 ) . ت : « و سلطانه » ندارد . ( 1 ) پرسش : خدمتكارى ، خدمت ، پرستارى ( دهخدا ) .