عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

632

زبدة التواريخ ( فارسى )

پران پيش رفتند و سپاهيان كرمان به قدم محاربت « متشمر ( 1 ) عن ساق الشقاق » « 1 » فرا - پيش‌آمدند و بر مطيهء « 2 » جموح لجاج « 3 » جولان نمودند . هر روز از آن زمان كه شاه عرصه نيلوفرى به عزم جهانگيرى از مكمن افق سر برآوردى تا آن ساعت كه خرگاه رحلت بر اطراف گلستان مغرب زدى ، گردن‌افرازان فضاى وغا و سربازان خطهء هيجا به زبان تيغ قاطع با يكديگر در محاكا بودند و پلنگان كوه محاربت و شيران بيشهء مصارعت « 4 » تثريب « 5 » و توبيخ يكديگر به گراز ( 2 ) گران مىنمودند و صيد طاير ارواح نفقات ( 3 ) چارپر مىكردند . فرش اديم رنگ زمين مطبق را به خون دليران جنگجوى و هژبران « 6 » پرخاش‌خو ( 4 ) طراوت اطلس لعل مىداد . هر روز نايرهء مجادله و آهنگ مقاتله تيزتر مىگشت ، بل هر ساعت از انواع نكال و عقوبت و اصناف كلالت و ملامت حقيقت تفسير « فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ * » « 7 » معاينه مشاهده مىكردند . بر اين منوال مدت هفتاد روز برداشت . اهل شهر به تنگ آمدند . سلطان اويس تضرع و تخشع « 8 » پيش گرفت و سفرا پيش امرا فرستاد ، شفعا برانگيخت كه اگر حضرت سلطنت شعارى - خلد الله تعالى ملكه و سلطانه - چون او را ببخشد و بر آن معنى او را اطمينان حاصل شود ، پيش‌بندگى حضرت آيد . امرا صورت اين قضيه معروض راى اعلى گردانيدند . حضرت سلطنت شعارى از كمال اشفاق و كم‌آزارى كه در جبلت « 9 » مبارك او مركوز « 10 » است ،

--> ( 1 ) . م : متشمرا . ( 2 ) . م و ل : تكرر . ( 3 ) . ت : نفغات . ( 4 ) . م و ل : خر . ( * ) قسمتى از آيه 4 سوره 70 . ( 1 ) در حالى كه دامن نفاق و ستيزه را به كمر زده بودند . ( 2 ) مطيّه : سوارى ، مركب ، ستور ، بارگى ( دهخدا ) . ( 3 ) لجاج : عناد ورزيدن ، خيرگى كردن ( معين ) . ( 4 ) مصارعت : كشتى گرفتن ( نفيسى ) . ( 5 ) تثريب : سرزنش و نكوهيدن ، ملامت كردن ( آنندراج ) . ( 6 ) هژبر : مصحف هزبر ، به معنى شير ( دهخدا ) . ( 7 ) - ص 261 . ( 8 ) تخشع : فروتنى نمودن ، تضرع ، عجز كردن ( غياث اللغات ) . ( 9 ) جبلت : آفرينش ، اصل ، طبيعت ، فطرت ، طينت ، غريزه ، نهاد ، سرشت ، منش ( دهخدا ) . ( 10 ) مركوز : ثابت ، مستحكم ، برقرار ، استوار ، نهاده شده ، نصيب شده ( نفيسى ) .