عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

622

زبدة التواريخ ( فارسى )

سلطنت شعارى - خلد اللّه تعالى ملكه و سلطانه ( 1 ) - لشكر را از خرابى منع فرمايد و عنان عزيمت به جانب خراسان معطوف گرداند ، او به كرمان رود و سلطان اويس را « شاء ام ابى » « 1 » به دار السلطنهء هرات پيش‌بندگى حضرت آورد . حضرت سلطنت شعارى باوجودآنكه از سلطان اويس رنجيده بود ، نفس آن بزرگ [ را ] رد نفرمود و بر قول او اعتماد فرمود ، ( 2 ) شفاعت سيد [ را ] قبول « 2 » كرد ، عساكرى كه به جانب ( 3 ) جيرفت و گرمسيرات و نواحى ( 4 ) [ كرمان ] متوجه گشته بودند ، فرمان همايون به نفاذ انجاميد كه معاودت نمايند و ترك خرابى گيرند . بر موجب مثال و فرمان ، لشكريان از آن مواضع كه رسيده بودند ، بازگشتند و حضرت سلطنت شعارى - خلد اللّه تعالى ملكه و سلطانه - عنان كامكارى به طرف دار السلطنه هرات - صانها الله تعالى عن المكروهات و البليات و العاهات و الافات - معطوف گردانيد ( 5 ) [ و اللّه سبحانه و تعالى اعلم بالصواب ] . « 3 »

--> ( 1 ) . ت : « و سلطانه » ندارد . ( 2 ) . ت : نمود . ( 3 ) . ت : طرف . ( 4 ) . ت : و آن نواحى . ( 5 ) . ت : دار السلطنه خراسان معطوف گردانيد . ( 1 ) خواه‌ناخواه . ( 2 ) سلطان اويس سرانجام به هرات رفت و تسليم شد ، - باستانى پاريزى ، وادى هفت واد ص 334 و نيز - حاشيه صفحهء 630 همين كتاب زبدة التواريخ ( 3 ) خداوند منزه متعادل داناتر است به راه راست .