عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

57

زبدة التواريخ ( فارسى )

عواقب و نتايج آن تأملى فرمايند و سود و زيان و رنج و خسران آن را با خاطر وقاد « 1 » و ضمير نقاد مطارحه « 2 » كنند و طريقى كه مايهء بهبود و موجب حصول فايده و مقصود باشد ، پيش گيرند ، و الا اعدا مجال وقيحت [ 1 ] يابند و عرصهء اعتراض فسيح « 3 » گردد و ترك و تازيك و دور و نزديك زبان طعن دراز كنند و پشيمانى فايده ندهد ، چه نزد ارباب بصيرت و اصحاب فضيلت پوشيده و مخفى نيست كه شجرهء مخاصمت الا ثمره ندامت نياورد و تخم مكاوحت « 4 » جز ريع « 5 » غرامت ندهد . و چون بر موجب فرموده حضرت صاحب قرانى [ انار الله برهانه ] مقرر دارند و فرزندان در مملكت يكديگر مدخل نسازند ، حكام اطراف و ملوك اكناف نيز وظايف ملك‌دارى و حفظ ولايت خويش اهم دانند و آنكه به داده قناعت نموده شكر موهبت مهيا و نعمت مهنا « 6 » به جاى آرد ، مقدمهء « لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ [ 1 ] » « 7 » را نتيجه واضح و لايح است . به حمد الله تعالى ذات بىهمال در ضمان اقبال و كنف سعادت است و احوال به حسب وقت نه به مقتضاى امنيت بر وفق ارادت ، اميد واثق است و رجاى صادق كه هر دم از خزانهء فضل ربانى و ديوان لطف يزدانى خلعت مزيد كامرانى و منشور آمال و امانى در تزايد باشد . هر زمان از بارگاه صمديت و درگاه احديت [ 2 ] نصيب دولت و ايام حشمت بر مزيد باد ، به حق محمد و آله . امراى مذكور متوجه آن‌جانب گشته در سبزوار به امير سعيد خواجه ملحق گشتند و چون تحقيق شد كه اميرزاده سعيد شهيد اميرانشاه گوركان « تغمد الله برحمته »

--> [ 1 ] . ت : وقعيت . [ 2 ] . ت : از بارگاه احديت . [ 1 ] قسمتى از آيه 7 سوره 14 . ( 1 ) وقّاد : زيرك ، روشن خاطر ( نفيسى ) . ( 2 ) مطارحه : مشورت كردن ، با هم سخن درافكندن ( نفيسى ) ملاحظه ، بررسى . ( 3 ) فسيح : فراخ ( منتهى الارب ) . ( 4 ) مكاوحت : جنگ كردن باهم ، چيره گرديدن در كارزار ، باهم دشنام دادن آشكار و روياروى ( نفيسى ) . ( 5 ) ريع : جواب ( منتهى الارب ) ، نتيجه . ( 6 ) مهنّا : گوارا ، خوشگوار ، آنچه بىرنج به دست رسد و دور از رنج و زحمت ( دهخدا ) . ( 7 ) اگر سپاس داريد افزونتان دهم .