عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

40

زبدة التواريخ ( فارسى )

يورت قشلاق بود . بعد از آن اميرزاده عمر كوچ فرموده از آب ارس « 1 » عبور كرد و لشكرها به سه روز از آب بگذشتند در اوايل بهار روز عيد رمضان در نهر برلاس « 2 » به قريه [ 1 ] نعمت‌آباد نزول فرمود و آنجا طوى بعظمت كرد و از آنجا كوچ كرده به رودخانه ، به راه سيورد متوجه گشته به جلگاى اهر و پيشكين « 3 » درآمد و به عزيمت كوكجه تنگز به اوجان « 4 » رفتند . چون به حدود سراى الجاى [ خاتون ] رسيد ، خبر رسانيدند كه اميرزاده ابا بكر با عظمت و شوكت و لشكر و احشام و غلبه هرچه تمامتر از عراق عرب بيرون آمده به بيش برماق رسيده است و به جهت قتل امير جهانشاه ، سر مخالفت دارد . اميرزاده عمر بفرمود تا عساكر او جيبا نمودند ، چهل و هفت قشون مرد مكمل سلاح عرض كرد سواى آغرق « 5 » چنان كه در آغرق قول پنج‌هزار ديگر بودند و آن قشونات هر يكى پانصد نفر بودند . در اين اثنا امير حسين برلاس از پيش ابا بكر آمد و تقرير كرد كه اميرزاده ابا بكر بر جاده اطاعت و دولتخواهى مستقيم است . قدوم امير حسين را به اعزاز و اكرام تلقى كرده به تشريفات و انعامات وافر مخصوص و محظوظ گردانيد و لشكر را بر او عرض كردند و از آنجا به اوجان آمد . و پيشتر فرموده بود تا خيمه نه

--> [ 1 ] . م و ل : توبه . ( 1 ) ارس : آب ارس از جنوب به شمال مىرود و از كوههاى « قاقيلا » و ارزنة الروم برمىخيزد ( دهخدا ) . ( 2 ) برلاس : يكى از چهار قبيلهء بزرگ جغتاى كه پدر تيمور لنگ از اين قبيله بود ( دهخدا ) اين نهر كه منسوب به نام اين قبيله بوده است ، توسط امير تيمور ساخته شده است در ظفرنامه شامى ص 244 و 245 چگونگى ساختن آن آمده است و مىگويد ، اين نهر در درياى گيلان و مازندران مىريزد . ( 3 ) پيشگين ، - حاشيه صفحه 36 همين كتاب . ( 4 ) اوجان : فعلا يكى از دهستانهاى چهارگانه بخش بستان‌آباد تبريز است ، ( - مجمل ج / 1 ص 298 ) . ( 5 ) آغرق : تركى ، در اصل به معنى چادر و بعد به معنى خيمه‌گاه ، اردو ، مجموعهء چادرها با هرچه در آنها باشد . . . بار ، تداركات ، احمال و اثقال ( فرهنگ اصطلاحات ديوانى ) .